در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت هفتاد و نهم :
*****
مامان منیر عاشق سریالی بود که ساعت یک بعدازظهر پخش میشد! با هیجان نشسته بود مقابل تلویزیون و رفته بود توی بهر قصهی سریال. با تاسف گفت:
- نگاهش کن! نگاهش کن! حالا این مَرده خودش طلاها رو دزدیده ها! چه آدمهایی پیدا میشن!
ریحانه سینی پر از لوبیا را کنار گذاشت و گفت:
- دیگه حوصله ندارم پاک کنم! میخوام برم یکم استراحت کنم که فریال اومد سرحال باشم!
- قراره بیاد اینجا
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
🤪💚 مرتضی هرگز با فرهاد به صلح نمیرسه احتمالا
۳ سال پیشحنانه
0من از قسمت اخرین نظرات اومدم این رمانو خوندم
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اصلا قسمت آخرین نظرات رو که باز میکنی دژاوو میزنه بیرون🤪 خیلی از خواننده ها از همون جا کنجکاو رمان شدن💚
۳ سال پیشزهرا_هستم
0دلم براتون تنگ شده بوووود 😍😍 مخصوصا برای فرهادم🥺🤍😂آزاده جونم بیا جای من شیمی و فیزیک بخون🥺🥺🥺🥺
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اگه میخواستم به جای خودم میخوندم🤣🤣 تخصص و استعداد یادگیری من زبانهای خارجه است فقط. هیچ درس دیگهای رو بلد نیستم. اصلا واسه همین فرهاد گفت بچه درس خونی نبودم فقط خوبیم این بود که آلمانی بلد بودم😍
۳ سال پیشزهرا_هستم
0میدونی تو الان یک هیچ از ما جلوتری؟؟ این درسایی که ما میخونیم تو هیچ کجای دنیا بدردمون نمیخورن اما اینکه زبان خارجه ات فوله خودش کلی ارزش داره مهاجرت برات فراهمه( البته ب پولم ربط داره)😂😂😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
همه چیز داشت خوب پیش میرفت تا اینکه توی پرانتز نابودم کردی🤣🤣🤣
۳ سال پیشزهرا_هستم
0شعت 😐💔 گفتم بیشتر از این هندونه زیر بغلت نذارم😂😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی لطف کردی😐💔
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه نه نه... چرا چرا چرا... تاریخ و ادبیاتمم خوب بود🤭
۳ سال پیشپرنیا
1اوووف تا ۲ ساعت دیگه آزاده جون ساعت پارت گذاری رو ب ۹ تغییر بده 😔😔
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
امکانش برام نیست💔درسته گاهی میاید و میبینید پارت آماده است و میتونم سریع ارسالش کنم ولی در اون صورت نظم ساعت بندیش بهم میخوره🥲
۳ سال پیششمیم
0واقعیت اینه که من اپ رو فقط به خاطر دژاوو نگه داشتم. واقعیت نمی دونم کدوم شخصیت رو بیشتر دوست دارم چون هر کدوم نباشن داستانت انگار یه چیزی کم داره. خلاصه که فرهاد رو به شیرین نه ببخشید گلشن برسون لطفا
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی خوشحالم از اینکه دژاوو برات تا این حد مهمه😍🫂
۳ سال پیشسیمین
0ای جان مرتضی اومد که شاخو شونه بکشه براش .فرهاد نمیزاره دعوا بشه یه گپ مردونه میزنن باهم. احساسات گلشن میتونم درک کنم . ژانر اجتماعی داره بیشتر. و اینکه فرهاد و گلشن کناره هم خوشبخت شن .
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
واقعا هم واسه همین اومده... تنها کسی که از فرهاد متنفره مرتضیئه🥲 و تنها کسی که با این که از فرهاد متنفره پیش شماها عزیزه🤭
۳ سال پیشزینب
0وایی یعنی فقط منتظرم پارت بعدی بیاد میام تو برنامه مستقیم میام سمت دژاو
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
پس زینب عزیزم امشب ساعت یازده بپر توی برنامه بیا سمت دژاوو😍
۳ سال پیشموسوی
0خیلی عالیه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی از همراهیت🫂💚
۳ سال پیشزهرا_هستم
0منننن اومدمممم😍😍 مثل همیشه عالیی
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خوش اومدی😍😍 مررررسسسیییی😎
۳ سال پیشهانا
0شخصیت فرهاد و فریال .فرهاد و مرتضی وقتی کنار همن خیلی دوست دارم . عطا و فرهاد هم خوبه مرسی آزاده جونی
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خلاصه کامنتت: فرهاد کنار همه خوبه🤩
۳ سال پیشحنانه
0❤🤍
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚
۳ سال پیشهانا
0بی صبرانه منتظر جدال فرهاد و مرتضی هستم،🤣 یک روز و چهار ساعت خیلی زیاده
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
پارت هیجان انگیزی میشه، پارت امشب😌💚 دوتا از بهترینها پس از مدت ها انتظار کنار هم هستن😎
۳ سال پیشهاناخانوم
1سلام ،ممنون ازرمان قشنگت براپیمانم یه کاری کن اصن عاشق بشه ییهوبایکی که درکش می کنه خو ۱.همون کل کل های بامزه همیشگی۲.بله مرتضی عاشق دعواست ولی فرهادجمعش میکنه۳.گلشن۴.گلشن فرهاد۵.طنز۶.فرهادوگلشن،
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
حالا کی گفته گلشن قراره با فرهاد بمونه که من واسه پیمان کاری کنم؟ شاید نیاز شد واسه فرهاد یه کاری کنم😉 (امیدوارم خدا کمکم کنه در مقابل سلسلهی فرهادیان 🥴)
۳ سال پیشنسترن
0دوست دارم دعوا بشه،گیسو گیس کشی بشه،ازاونجایی که مرتضی نمیتونه کتک کاری کنه حالا یه مشت که میتونه بزنه تو دماغ فرهاد که به خودش بیاد فقط با حرف زدن کار درست نمیشه.به عمل کار برآید به سخنرانی نیست
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نگو نسترن جون🥲 فرهاد واقعا به عشقش عمل کرده با گذشت از قرار داد
۳ سال پیشنسترن
0خب اینو که گلشن نمیدونه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اره نمیدونه ولی پارت قبلی به فریال گفت چرا تا الان بهش نگفته و تصمیم گرفته بهش بگه حتما.. و بهش هم میگه. رمان اتفاقات روزانه رو پیش میبره و فرهاد طی دو سه روز(روزشماری خود قصه) آینده بهش میگه
۳ سال پیشنسترن
0فک کنم بااین کامنتی که گذاشتم همه ی کسایی که فرهادو دوست دارن فحش بارونم کردن
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
کسی متوجه نشده فعلا🤭
۳ سال پیشپرنیا
0آخ جون بیصبرانه منتطر پارت بعدم 🤣🥰 فک نکنم دعوا کنن فقط اومده با تیکه هاش فرهادو مستفیض کنه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خب این همه انتظاری که از پارت بعدی دارید همزمان هم خوشحالم میکنه هم بهم استرس وارد میکنه🤭
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مریم بانو
0ب ماه داماد برو بریم ک بینم موری چ خوابی دیده واست