من و یک دنیا دروغ به قلم آرزو شریفی
پارت دوازده :
هر لحظه برای از بین بردن این بچه مصمم¬تر می¬شدم چون با طرز فکر خانواده من محال بود در صورت ادامه بارداری بهم اجازه جدایی می¬دادند. البته این به کنار، ماندن این بچه صرفاً برای من آبروریزی به بار می¬آورد.
مادرم با دلخوری از جایش بلند شد و به سمت ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
سونیا
03وااااااو عالیههههههه هیجانی و معماییی دستت طلااااااا دمت گرم آرزو جونم 😍😍