پارت سی :




عاشق زبان کوردی مادربزرگش بود که بعضی از جمله هایش را به سختی می فهمید.

ابرویی رقصاند.

- ننه گوهر با ارزش از وقتی اومدی هی تیکه هات نصیبمون شده ها دیدی کلاهمون توی هم رفت.


گوهر لب به یک سمت جمع ک ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.