آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت چهل و هفتم :
هر دو پاکت را بر روی میز در مقابل سرهنگ محمدی قرار داد.با باز شدن در حسین نیز به جمع آنها اضافه شد.بعد از درگیری فیزیکی با دلاوری ،کبودی روی صورتاش جا خوش کرده بود.بردیا دستی به صورت حسین کشید.
_ناکس بدجور داغونت کرده!
سرگرد یوسفی ابروهایش را بالا داد.
_نبودی که رفیقت رو لت و پار کردن.
سرهنگ محمدی روبه هر دو پسر کرد و گفت
_اگر بگو و مگو تون تموم شده به کار بچسبیم.
هر
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
چه شود😂😂
۱۲ ماه پیشترنم
0شاید سپهر یا برادر بردیا باشه
۱۲ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ممکنه...🧐😁
۱۲ ماه پیشترنم
0واای رفته رفته معمایی و هیجانی میشه عالیههه واقعاااا😍😍
۱۲ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قربونت برم😍😍❤️
۱۲ ماه پیشنازنین
1خیلی خیلی عالیه تا اینجایی داستان
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام به آخرین گلوله خوش اومدید😍 امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببرید❤️
۲ سال پیشپریسا؛
1نکنه مرد نقاب دار سپهر باشههههههه شت😑
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ممکنه باشه...ممکنه نباشه😁
۲ سال پیشمعظمه
3و منی ک دارم عاشق نقش منفی رمان میشم 🤦 ♀️😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
کاملا طبیعیه😂👌🏻
۲ سال پیشملیس
1واییییییییییی فکرکن امیرسام با بردیا دوست بشن 😂✨️
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بذار برسی جلوتر🤣
۲ سال پیشبهبهبارخب
0حس میکنم همون پسره سپهره
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
یکم که جلوتر بری مشخص میشه😁❤️
۲ سال پیشسارا
3سلامممممم من اومدم، ای وای دارن میسوزن که، یه حسی به من میگه اون سپهره مرد نقاب دار🤔🤔🤔
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام قشنگممم😍 به زودی مشخص میشه❤️😁
۳ سال پیشم
2وای😳😳😱😱😱خدا کنه نجات پیدا کنن
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
در پارت های بعدی مشخص میشه عزیزم💛💛
۳ سال پیشیلدا
4چرا حس میکنم این فرد( قاتل )برسام ، برادر بردیا ست🫥
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
به زودی مشخص میشه 💜
۳ سال پیشفرهود
3با اینکه میدونم بهار و امیرسام برای همن متاسفانه هنوزم امیدم نا امید نشده که بردیا و امیرسام برادر باشن😂حتی به خاطرش حاضرم بهار دختر ثامر نباشه..و اینکه کاش امروز پارت هدیه بزارین خواهش🥺🌹
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مرسی که همیشه با نظر دادن به من انرژی میدی💙 اما متاسفانه امروز پارت آماده ندارم که هدیه بذارم🥺🥲 در مورد امیرسام و بردیا هم باید منتظر موند🤭
۳ سال پیشیلدا
3ای وای داره هیجانی میشه اونم بد عالی بود مرسی که خوش قول هستید و پارت ها را سر موقعه می ذارید و ارزشمنده ، این رمان قرار نیست ساده تمام بشه😏معما پشت معما
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مرسی از انرژی خوبت عزیزم😍❤️ وجودت همیشگی🥰
۳ سال پیشزهرا
2این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
در پارتهای آینده مشخص میشه عزیزم🧡
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0بردیا و امیرسام در یک مکان چن ساعت باید همو تحمل کنن