پیرانا به قلم مرجان فریدی
پارت چهل :
-ببین به هوش اومده؟
صدا ها در سرم تاب میخوردند.حس میکردم مغزم سنگین تر از تمام بدنم شده.
به قدری که نمیتوانستم سرم را تکان بدم یا حتی سرم را از روی بالشت سفتی که به گردنم فشار میاورد بردارم.
-نه بابا مثل خرس خوابیده...با اون همه خونی که از دست داده احتمالا تا فردا بیدار نمیشه!
همان طور که چشمانم بسته بود به سختی غریدم:
-تو این بالشت سنگ ریختی؟
سکوتشان هم زمان شد با باز
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
ملورین
0ویونا گنگش بالاست🤣
۱ سال پیشNajva
0عالی بود😂👏🏻
۲ سال پیشفاطمه زهرا
0جمله اخر خیلی خوب بود😂امیلیههه چهه بااحاالهه
۲ سال پیشIliya
1فقط میتونم بگم عالیه...
۲ سال پیشریحانه
5واااااای ویونا خداستتتت
۲ سال پیشنازی
1عالییی
۳ سال پیشحدیث
6امروز ک پنجشنبه بود چرا پارت نداریم😭😭😭😭با چ شوقی اومدم تو برنامه دیدم هیچی😭😭
۳ سال پیش...
24نمیشه یه پارت هدیه به ما بدی؟از اون ور پیانولا رو دیر دیر میزاری ازین ور پیرانا اقا مابیشتر میخایم پارت😭
۳ سال پیشیکی
1پیانولا کجا پارت گذاری میشه؟
۳ سال پیش....
1پیانولا تو *** *** نویسنده اسمشونو بزنی میاره اونجا پارت گذاری میشه
۳ سال پیشیکی
0ممنون میشم بگی کِی و ساعت چند پارت گذاری میشه؟
۳ سال پیشNyusha
1***
۳ سال پیشکیانا
4امان از روزی که دوتاشون بخوان جون همو بگیرننن
۳ سال پیشفریماه
7من میگم ویونا قانع نمیشه بره توکیو بزور با رستاک میفرستنش مکزیک
۳ سال پیشاسما
2آخ که یه حسی بهم میگه قراره سه پسر خفن به هم بپیوندن و این مکزیک رفتن و دنبال یه نفر رفتن نشونشه و اون شخص سردینه (میشه که سردین باشه )😃😃😃😃😃
۳ سال پیشگیسو
6انقدر دستور دستورر میکنی ببینم وقتی دستور دادن چکار میکنی عاشقه اون موقعی هستم ک واکنشتو ببینم تا اون زمان لحظه شماری میکنم اقای رستاک پیرااناا خان
۳ سال پیشنه
7نه به هردو دستور میدم هم رو بکشن تو یه مهمونی اما بجای کشتن باهم کل شب رو میرقصن(تو *** مرجان خانوم دیدم ک راجب رمان ها میزاره)
۳ سال پیش.....
5پارت هدیه بزار خواهشا ما گناه داریم🫠
۳ سال پیشفاطمه
3النگو هات نشکنه رستاک جوننننننننن
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه
5ای رستاک بد🙄کسی عشق آیندشو این شکلی تهدید میکنه پسر😑🤨