پارت چهل :

-ببین به هوش اومده؟
صدا ها در سرم تاب میخوردند.حس میکردم مغزم سنگین تر از تمام بدنم شده.
به قدری که نمیتوانستم سرم را تکان بدم یا حتی سرم را از روی بالشت سفتی که به گردنم فشار میاورد بردارم.
-نه بابا مثل خرس خوابیده...با اون همه خونی که از دست داده احتمالا تا فردا بیدار نمیشه!
همان طور که چشمانم بسته بود به سختی غریدم:
-تو این بالشت سنگ ریختی؟
سکوتشان هم زمان شد با باز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    5

    ای رستاک بد🙄کسی عشق آیندشو این شکلی تهدید میکنه پسر😑🤨

    ۱ سال پیش
  • ملورین

    0

    ویونا گنگش بالاست🤣

    ۱ سال پیش
  • Najva

    0

    عالی بود😂👏🏻

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    جمله اخر خیلی خوب بود😂امیلیههه چهه بااحاالهه

    ۲ سال پیش
  • Iliya

    1

    فقط میتونم بگم عالیه...

    ۲ سال پیش
  • ریحانه

    5

    واااااای ویونا خداستتتت

    ۲ سال پیش
  • نازی

    1

    عالییی

    ۳ سال پیش
  • حدیث

    6

    امروز ک پنجشنبه بود چرا پارت نداریم😭😭😭😭با چ شوقی اومدم تو برنامه دیدم هیچی😭😭

    ۳ سال پیش
  • ...

    24

    نمیشه یه پارت هدیه به ما بدی؟از اون ور پیانولا رو دیر دیر میزاری ازین ور پیرانا اقا مابیشتر میخایم پارت😭

    ۳ سال پیش
  • یکی

    1

    پیانولا کجا پارت گذاری میشه؟

    ۳ سال پیش
  • ....

    1

    پیانولا تو *** *** نویسنده اسمشونو بزنی میاره اونجا پارت گذاری میشه

    ۳ سال پیش
  • یکی

    0

    ممنون میشم بگی کِی و ساعت چند پارت گذاری میشه؟

    ۳ سال پیش
  • Nyusha

    1

    ***

    ۳ سال پیش
  • کیانا

    4

    امان از روزی که دوتاشون بخوان جون همو بگیرننن

    ۳ سال پیش
  • فریماه

    7

    من میگم ویونا قانع نمیشه بره توکیو بزور با رستاک میفرستنش مکزیک

    ۳ سال پیش
  • اسما

    2

    آخ که یه حسی بهم میگه قراره سه پسر خفن به هم بپیوندن و این مکزیک رفتن و دنبال یه نفر رفتن نشونشه و اون شخص سردینه (میشه که سردین باشه )😃😃😃😃😃

    ۳ سال پیش
  • گیسو

    6

    انقدر دستور دستورر میکنی ببینم وقتی دستور دادن چکار میکنی عاشقه اون موقعی هستم ک واکنشتو ببینم تا اون زمان لحظه شماری میکنم اقای رستاک پیرااناا خان

    ۳ سال پیش
  • نه

    7

    نه به هردو دستور میدم هم رو بکشن تو یه مهمونی اما بجای کشتن باهم کل شب رو میرقصن(تو *** مرجان خانوم دیدم ک راجب رمان ها میزاره)

    ۳ سال پیش
  • .....

    5

    پارت هدیه بزار خواهشا ما گناه داریم🫠

    ۳ سال پیش
  • فاطمه

    3

    النگو هات نشکنه رستاک جوننننننننن

    ۳ سال پیش
کپی شد!