در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت شصت و پنجم :
*****
فرهاد عاشق رانندگی توی صبحهای خیلی زود بود و یا اینکه آخر شبها. اگر میخواست با ماشینش جای خاصی برود قطعا یکی از همین دو زمان را انتخاب میکرد.
حالا دقیقا ساعت هفت صبح داشت توی جاده میراند. گلشن توی صندلی کنارش خوابیده بود. با اعتراض گفت:
- چقدر میخوابی دختر جون!
گلشن به زحمت پلکهایش را از هم گشود و گفت:
- صبح ساعت شیش اومدی منو بیدار کردی انتظار داری نخوابم؟<
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
سیتا
0واقعا گلشن گرفته خوابیدی فرهاد براش لباس برداشته الان هم میخواد بره دعواش کنه حالا این هم به کنار که فرهاد از خدا خواسته چه لباس های براش گذاشته
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
دقیقا به خاطر همین میخواد دعواش کنه🥴
۳ سال پیشفاطمه
0سلام به نویسنده گلمون ولی از رفتارایه گلشن واقعا عصبانی میشم یعنی چی اینکارا دلمم خیلی برای فرهاد میسوزه💔😢
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
سلام عزیزم. دقیقا خودمم نظر تو رو دارم درمورد رمانم💔😢
۳ سال پیشآرامش
0نمی دونم چرا حس میکنم گلشن ممکنه مدتی پیش پیمان برگرده یا کلا برگرده😬نمی دونم والا🤦🏻گلشن بعید می دونم ابراز علاقه کنه،گلشن شاید فکر کنه فرهاد ابراز علاقش شوخیه🤔چقدر منفی بافی کردم🙁مرسی آزاده جونم
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
منفی بافی هیچی!چقدر گفتی گلشن... گلشن...🤣 مگه گلشن با فرهاد شوخی داره که اینطوری فکر کنه؟😂
۳ سال پیشآرامش
0مدیونی فکر کنی با گلشن مشکل دارم😂😂😂ولی خوب جواب سوال دادم😂😂 خوب چیکار کنم به خون گلشن فعلا تشنم با این کاراش😂😂 فعلا بزار این پارتا ترک کنم برم پارت بعدی به امید خدا انشالله درست میشه😂😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی ها با گلشن مشکل دارن🥴 فرهاد و پیمان عاشق چی این دختر بد اخلاق شدن خدا میدونه!🤣
۳ سال پیشنسرین
1مردهایی که عاشق زنی میشوند که تو فکرشون یه مرد دیگر هست واین رو میدونند به معنای واقعی احمقند فرهاد یا پیمان هر کدام تا آخر با گلشن باشند همیشه تو ذهنشون هست که گلشن ممکنه عاشق اون یکی باشد
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
چرا احمق باشن عزیزم؟برعکسش هم خیلی وجود داره!قرار نیست همه به عشق اولشون برسن که.. دنیا دنیای نرسیده ها هم هست.
۳ سال پیشنسرین
0رمان دیگه داره آبکی جلو میرود گلشنی که نمیدونه باید لباس بزاره توچمدون و هنوز توفکر پیمان هست فرهادی که جرئت نداره زنش رو نشون بده ولی حداقل جرئت ازدواج رو داشت کاری که پیمان عرضه اش رو نداشت
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
رمان تا پارت یکشنبه شیب کندی داره ولی به زودی دوباره به روال قبلش بر میگرده.فرهاد نخواست که گلشن رو از دست بده و باهاش ازدواج کرد و پنهانش میکنه چون نمیخواد قضیهی صلح عمر براش دردسر ساز بشه
۳ سال پیشmoon
0به به گلشن داره ی کارایی می کنه و دچار تغییراتی میشه این می تونه خوشحال و امیدوارم کننده باشه این پارت خیلی خوب بود مثل همیشه قلمت رو دوست دارم 🫠💕
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
گلشن توی دو راهیه!
۳ سال پیشمحدثه
0ادامه عشق پیمان از دل گلشن رفته و میتونه فرهاد رو دوست داشته باشه و اولش یکم معذبه ولی اروم اروم نرم میشه ۳به نظرم گلی و فری باهم میمونن که اگه نمونن... 🫤واقعا بد میشه پیمان هم فک کنم میره یه گوشه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
هر کدومشون با گلشن بمونه اون یکی یه گوشه دنیا نمیره و اونم داستان داره😍💚
۳ سال پیشمحدثه
0۱به نظرم از دهنش در میره ۲اگه گلشن به فرهاد بگه که بادا بادا بادا ایشالاه مبارک بادا فرهاد از خوشی بال در میاره و پر میکشه به سوی آسمانهااا و اگه فرهاد به گلشن بگه به نظرم اون موقع دیگه عشق پیمان
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
یکی از چیزایی که گفتی کاملا درست بود😁💚
۳ سال پیشمحدثه
0از همین دنیا
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

چیپسی
0گلشن و کاراش حرصیم کرده عموووووو