پیرانا به قلم مرجان فریدی
پارت سی و هشتم :
دستم را روی جای بخیه ام گذاشتم...بخیه ام باز شده و چنان به خون ریزی افتاده بود که احتمالا تا کم تر از سه ساعت دیگر بی هوش میشدم...و احتمالا میمردم!
کامیون با لرزش شدیدی از حرکت ایستاد.
صدای خاموش شدن موتور هم زمان شد با به سختی غلط خوردنم.
کمرم را به دیواره پشت سرم چسباندم...
نگاهم به خرس صورتی خیره ماند...رویش خون ریخته بود...
تلخندم را فقط خودم میفهمیدم...
در ها که با صدای
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطمه زهرا
2من منتظر یه دیالوگ تاثیرگذار از ویونائم😂🫂
۲ سال پیشالهه
1چقدر یاد سردین افتادم
۲ سال پیشSana
2با تک تک دیالوگ های تموم رمان هات زندگی کردم و پیرانا فوق العاده س مرسی که هستی نویسنده جان
۳ سال پیشترنم
6من به نویسندگیت افتخار میکنم به قلمت به وجود همچین دختری که مستقل و شجاعه عاشتقم دختر خیلی مراقب خودت باش از تو فقط یکی روی زمینه منم هنوز خیلی چیزای دیگه میخوام ازت یاد بگیرم
۳ سال پیشترنم
6هنوز 38 پارت ازش خوندم به جرعت میتونم بگم هیچ رمانی به گرد رمانات نمیرسه مخصوصا پیرانا تو دخترایی داری که پیش هیچکس سر خم نمیکنن انقدر که قوی و جسورن پسرایی داری که عاشق روح اونا میشن نه جسمشون
۳ سال پیشاسما
12فعلا بتازون رستاک خان وقتی دلت گیر کرد اونوقت حرفهای الان یادت باشه 😉😉😏😏
۳ سال پیشالی( جبرئیل)
2عهههه عههههه یعنی سرشو کج کرده بهش چی بگه؟؟؟؟؟
۳ سال پیشباران
11واوووو من نیاز به فاز فمینیستی ندارم ، من خود تعریف فمنیسمم :))))))))))))
۳ سال پیشباجناق رستاک
17ویونا این بزمجه(بلا نسبت رستاک جان) قدرتو نمیدونه یه حرکت اپلوچاکی روش پیاده کن بفهمه عروس دریایی کیه
۳ سال پیشفریماه
14چرا چرا چرا مرجان بخدا سادیسم داری دقیقا تو مرحله حساس قطه کردی من تا هفته بعد از خماری میمیرم😭😭
۳ سال پیش....
5و هر پارتی که داره خفن و خفن تر میشه😬🤝🏻
۳ سال پیشزن رستاک
28رستاک الان به ویونا میگه همچین خوشگل نیستی پس فردا سر خوشگلیش آدم میکشه😂
۳ سال پیشSaniya
12رستاک میزنمتا دختر به این خفنی
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Setayesh
0ایناا عالیییین😅