تو را در خواب هایم دیدم به قلم فرگل حسینی
پارت سی و نهم :
******
*روبه روی کلیسای وانک*
صفحه گوشی را روشن کردم وساعت را چک کردم، حدود سه چهار ساعت بود که اینجا بودم اما هیچ خبری از آن مرد نبود.
چند قدم برداشتم ومسیری کوتاه را پیمودم، فایده نداشت!
هیچ از استرس وانتظارم کم نمیکرد، یاشاید هم قرار نبود اصلا کسی بیاید ودست مرا توی دست خانواده واقعی ام بگذارد.
_دخترم با کسی کاری داری؟ یا توریستی؟
به
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.
فرگل حسینی | نویسنده رمان
قربونت برم😍
۱ سال پیشمریم بانو
10وای بالاخره گفت من خ....ر ذوق😅😍
۱ سال پیشفرگل حسینی | نویسنده رمان
آخییییی😍🧡
۱ سال پیشرویا
10جیغغ واای منم مثل نیکان تپش قلب گرفتم 😍منو این همه خوشبختی محاله 🥺❤️
۱ سال پیشفرگل حسینی | نویسنده رمان
عزیزممممم😂😂😂😂
۱ سال پیشغزاله
10وای وای نبودم نبودم عجب پارتی رو اومدم عالیییی بود دختر بی صبرانه منتظر پارت بعدیم فرگلییییی برسوووون پارت بعدی را ب دست این منتظرین
۱ سال پیشفرگل حسینی | نویسنده رمان
فدات باران جانم🧡
۱ سال پیشنفس
10وای چ عااااااالی دست گلت درد نکنه
۱ سال پیشپرنیا
10وووووی یزدان❤️ 🔥❤️ 🔥ایول ک میتونی حرفتو بزنی بش بگو خب 😋😋
۱ سال پیشمهدخت
10بالاخره یزدان ی حرکتی زد
۱ سال پیشزهره
20عالیییی بود ، ترو خدااا، چیقد رمانتیک . جدانیک لایق یزدانه🥰❤️
۱ سال پیشم
20عالی بود دستتدرد نکنه نویسندع عزیز
۱ سال پیشهانیه
21اصلا مگه همچین چیزی ممکنه 😶 من تو شوکم میرم افق محو شم🤪
۱ سال پیشنرگس
00کسی می دونه چرا اقای علی غلامی دیگه چرا بخش رایگان رمان نمی زاره من عاشق رما های مذهبی عاشقانه هستم
۱ سال پیشنرگس
40خوب بود رفتم تو حس ولی زودتمام شد
۱ سال پیشآزاده دریکوندی
10سلام یزدان... مشتاق دیدار🥲
۱ سال پیشاسرا
40ببخشیدولی کجاش یزدان رمانتیک بازی کرداینکه هیچ نداشت ومردپشموهم نیامد
۱ سال پیشفرگل حسینی | نویسنده رمان
ببخشیدا ولی حتما رمانتیک بازی از نظر من وشما فرق داره😂وبعد اینکه قرار نیست که به این زودی اون مرده رو پیدا کنه
۱ سال پیشمهلا
10💜
۱ سال پیش
ایلما
10مثل همیشه عالی 😍