در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت پنجاه و نهم :
- یه روز ظهر از سالن که زدم بیرون یه دفعه سر و کلهاش پیدا شد. دلم نخواست باهاش حرف بزنم ولی... خب من... امیدوار بودم یه چیزی بگه ولی چیز خاصی نگفت. فقط ازم پرسید...
فرهاد سرش را بلند کرد. حالا چشمانش منتظر به او نگاه میکردند.
- ازم پرسید تو رو دوست دارم یا نه!
فرهاد این بار معصومانه نگاهش میکرد... نگاهش سُرید روی دستانش. به انگشت بدون حلقهی گلشن...
- و جوابت؟!
- گفتم آره!
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
منا
0اره پیداش کردم ممنون عزیزم، الان تقریبا پارت ۶۰ هستم و خیلی از دژاوو خوشم اومده😍 اینو که تموم کردم میرم سراغ مونالیزا🙂
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خوشحال گشتم😍 امیدوارم تا انتها دوسش داشته باشی و از مونالیزا هم لذت ببری... باعث افتخاره برام عزیزم💚💚
۲ سال پیشE
0طفلک پیمان😔💔 من یه چیزایی فهمیدم که احتمالا ریحانه خونه گلشن اینارو بالا کشیده میخوام خفش کنم 😡
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
پیمان خیلی طفلکیه💔
۲ سال پیشمریم بانو
1اوخی بچم پیمان گناه داش ولی دلم نسوخت😅
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
یعنی همچنان فرهاد؟😀
۳ سال پیشZarnaz
0مگه میشه انتخاب آدم تغییر کنه معلومه که همچنان فرهاد 😍
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
فرهاد خیلی طرفدار داره منتها تا قبل از اینکه پای مرتضی بیاد وسط😂
۳ سال پیشنرگس
0پیمان هرچقدر اسیب دیده باشه من یکی دلم براش نمیسوزه مردی که از خودش اراده نداشته باشه لایق تکیه گاه بودن نیست پس حقشه هرچی سرش بیاد
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اونم مشکلات خودش رو داشته که دلیلش مشخص میشه و البته که به خاطر خود گلشن بود🥲البته اگه منم به جای گلشن بودم کسی که باعث درد هام بوده رو هرگز انتخاب نمیکنم
۳ سال پیشآمینا
0ولی من دلم برای فرهاد سوخت چقدر عاشقه که با بی مهری های گلشن بازم از عشقش کم نمیشه چه اونجا که کتک خورده بود چه الان که باز دلش شکست پیمان هم گناه داره ولی خوب جرئت فرهاد رو نداشته و نداره
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
دقیقا فرهاد همینه... از اونا که اگه از در هم بندازنش بیرون از پنجره میاد! مصمم و قاطع. پیمان هم خوبی های خودش رو داره خیلی هم آدم خوبیه منتها مشکلاتش زیاده طفلی💔
۳ سال پیشهانیه
0یه کوچولو دلم برای پیمان سوخت☹
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
همونم مرسی🥴💚
۳ سال پیشمهدخت
0طفلی پیمان دلم واسش سووخت
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
همهی فرهادیها پیمانی شدن یعنی؟
۳ سال پیشزهرا_هستم
0🤍🕊️
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عزیزم🫂💚
۳ سال پیشطنین
0ولی دلم برای پیمان سوخت توی این پارت☹️
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
گناه داره خیلی🥲
۳ سال پیشامنه
1هم دلم برا فرهاد سوخت هم برا پیمان😭مرسی ازاده جون دمت گرم
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم💚
۳ سال پیشهاوژین
0پیمان ورضای درون بی تردید واقعا خیلی شیک به انزوا رفتن به نفع فرهاد و امیر علی ولی هر چند تلاش فرهاد خیلی بیشتره در ضمن من طرفدار پرو پا قرص فرهادم بیشتر واسه تلاش برای رسیدن به خواستنش
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
رضاآدم لجبازی بود.برای پریماه نمیجنگیدوفقط غرمیزد.پیمان بارضا خیلی متفاوته آدم لجبازی نیست کودکانه هم برخوردنمیکنه.البته من دقیقا میخوام بگم ک آدم عاشق بایدتلاش کنه.عمل کنه ن اینکه فقط حرف بزنه
۳ سال پیشسیتا
0واکنش پیمان خیلی عصبانی شد نظر خاصی راجب عشق پیمان به گلشن ندارم فقط فرهاد و گلشن تا آخرش با هم باشن
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
از دست مامانش و خودش عصبیه🥲
۳ سال پیشاسرا
0۶سال نیستم ماه تولدم چون ۲اسراشدیم ونگیداین دوشخصیت گفتم عدد۶بذارم وببخشیدکه امدم اینجورگفتم
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عزیزم💚 عیبی نداره حواسم هست😁
۳ سال پیشفرگُل
0بیشبیشتر ژانر جنایی دوست دارم قتل وآدمکشی😂😂😂😂دژاوو طلاییه نمیدونمم چرا، دلک خیلی برای پیمان میسوزه نپرس چرا، بیشتر از فرهاد واسه پیمان غمگینم، واسه فرهادم آره ولی..
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
پس رمان جدید خوراک توعه چون همین چیزا رو داره😁 باشه چراها رو نمیپرسم☹️
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ارزو
1پیمان هیچم گناه نداره. حقشه... متنفرم از ادمایی که یکطرفه به صلاح دید خودشون رابطه رو تموم میکنن