پارت صد و شصت و ششم :
- ب... ببخشید! این مدت که آیدین خان نبود بدون در زدن می اومدم تو.
وحشت زده آیدین و اون طرف پرت کردم و گفتم: اون طوری که فکر میکنی نیست!
نگاهش رو به عقب برگردوند و با نیم نگاهی به موهای خیس جفتمون با لبخند هولی گفت: اصلا لازم نیست فکر کنم، همه چی مشخصه.
بعد دوباره روش رو برگردوند که آیاز فورا لباسش رو پوشید و خونسرد گفت: ما با هم ازدواج کردیم.
- میدونم آیاز خان لازم نیست تو...
مطالعهی این پارت حدودا ۲۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
المیرا
0سلام خیلی رمان زیبا ولی نقصی بود لذت بردم از خانم قره داغی هم خیلی سپاسگزارم برای این حال خوب ورمان عالی تر از عالی
۲ سال پیششیداا
1چرا انقدر سر پارت آخر گریمون درآوردید من دلم تنک میشهععع کاش حداقل بیان برن همو ببیننن
۲ سال پیشسارینا
2ولی نباید الان برای اینکه تموم شده بشینم گریه کنم یعنی چند وقت طول می کشه که باز یه رمان به این زیبایی بخونم
۲ سال پیشالهه
0به نظر من رمان خوبی بودش ولی تا جایی که نیاز به عضویت نداشتش به نظر من ریکان کنید رمان رو تا کسایی هم که امکان پرداخت ندارن هم بخونن من از اون تیکه به بعد نتونستم بخونم اگر میسه لطف کنید و رایگان ک
۳ سال پیشعاطفه
0بهترین رمان زندگیم
۳ سال پیشFatmeh
0خیلی عالی بود
۳ سال پیشستاره
0عالی بود عزیزم انشالله همیشه سلامت وموفق یاشی
۳ سال پیش!هوم؟
0مگه آیاز عینکی نبود!پ چجوری ت شبا عینک نمی زد😐
۳ سال پیش
نسترن قره داغی | نویسنده رمان
خیلی ساده با لنز
۳ سال پیشستایش
0خیلی قشنگ بود اما وقتی یاد یاشار می افتم دلم آتیش میگیره 😕کاش آخرش با رعنا ازدواج میکرد ولی در کل عالی بود😁
۳ سال پیشالی
1پا به پای اشکای یاشار و آیاز اشک ریختم جدایی از کسی که ی عمر باهاش زندگی کردی سخته مهم نیسس کیت باشه مهم اینه پیشت بوده:)
۳ سال پیشپریا
0عالیی بودددد😍😍😍
۳ سال پیشmadiiiulll
0خیلی خوب بود وی می رود بقیه رمان های نویسنده رو بخونه
۳ سال پیشمریم
2دوساله پا به پات اومدیم و خوندیم رمان عالی بود خسته نباشی انشالله همیشه موفق باشی
۳ سال پیشyalda
0دوستان اگه نگران یاشارین باید بگم که یاشارم با من مزدوج شد الانم دوتا بچه داریم دیگه نگرانش نباشین مرسی😔😂
۳ سال پیشباران
0عه مرسی خبر دادی نگرانش بودیم😂
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Ghazaleh Beigi
1عالییییییییی خیلی عالی یاشار قشنگترین شخصیت داستان بود