پارت هفتاد :

با حیرت به سمت آیلین رفتم شانه اش را گرفتم .بلندش کردم.

با رنگ و روی پریده برگشت و انگشت سبابه اش را به سمت آرسان گرفت؛
-من اگه تو رو به خورد سگت ندادم آیلین نیستم.
آرسان با قهقهه گفت:
-ووی ترسیدم!
آیلین رو به صدف غرید:
-با تو ام کار دارم!
صدف شانه هایش را بالا انداخت  دستش را روی تکیه گاه ویلچر راستین تکیه زد و گفت:
-ای بابا جنبه داشته باش تورو جون جدت!
 ببین یه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • حالا هر کی

    1

    خداییش این محافظا از دست این دیوونه ها ،دیوونه نشدن خیلیه.🤣😂😂

    ۶ سال پیش
  • معصومه

    11

    اگه پاهاش سالم باشند الان باید یه خودی نشون بده ☺️ ولی شایدم به خاطر شک بدی که بهش اومده پاهاش برگردن😌😌😌اونوقت چقدر خوب میشه

    ۶ سال پیش
  • مژگات

    5

    نشون نمیده چون ک دفعه پیشم یهو لیوان اب جوش بودیا نسکافه دقیق نمی دونم... اونو ریخت بازم تکون نخورد دیگ هر چه قدر فیلم بازی کنه داغی و اب جوش جوشیده تحملش سخته و واکنش میده!!

    ۶ سال پیش
  • ایمانه

    8

    خداکنه با حامد ازدواج کنه😁 چون هم ترسناکتره هم خشن تر....از راستین هم حذاب تره ب نظر من😍

    ۶ سال پیش
  • .

    30

    شاید اینجوری راستین واکنش نشون بده و پاهاش خوب بشع؟نه؟

    ۶ سال پیش
  • روبی

    25

    نه بابا دیه اینقد شبیه سریالا ایرانی نیس 🙄🤣

    ۶ سال پیش
  • چشانا

    19

    ترکی نه ایرانی🙄🙄🙄🙄🙄🙄🙄🙄🙄

    ۶ سال پیش
  • مژگان

    6

    ن بابا دیگ ..اسلامی ک نیس با یه شوک اب سرد خوب شه بعد هرچی دکتره تو ا ن کشورو شهرا میره زیر سوال🤕😂😂😂🤣😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • Sa_r_a

    34

    راستین فلج بود،فلج تر شد🙂💔😐😂

    ۶ سال پیش
  • بتول

    6

    بابا ایول عجب حرف خنده داری زدی😂

    ۶ سال پیش
  • عقرب پائیزی

    3

    ممنون رمان خیلی خوبیه. ولی چرا پارتها انقدر کمه اخه.سی ثانیه بیشتر طول نکشید خوندنش :(

    ۶ سال پیش
  • شادی

    5

    اینقدرم چیز الکی نگید مگه هرکی با هرکی شوخی کنه لج بیافته میره با اون... جو ندید باوا

    ۶ سال پیش
  • شادی

    4

    واییییی عرررررررر جیغغغغغغغ جرررررررر من تا پارت بعد خودکشی میکنم از فضولی

    ۶ سال پیش
  • ...

    9

    اولای رمان راستین شخصیت بهتری داش/:پر ابهت تر!خفن تر.

    ۶ سال پیش
  • بهار

    5

    واییییی خو بیشتر پارت بزار مرجان جون عرررررر

    ۶ سال پیش
  • مبی

    7

    از این دختره صدف خوشم نمیاد 😐 خیلی جوگیره... 😑💔 حالا وقتی باربد اومد از وسط نصفش کرد عقل میاد سر جاش ....😂💔😐

    ۶ سال پیش
  • ارام

    9

    ادم حالش گرفته میشه اینجوری سعی کنید پارت بیشتر بزارید مرجان جون،تو کفش میمونیم جون ب لب میشیم تا بزارید

    ۶ سال پیش
  • Karen

    6

    وای تورو خدا اینقدر عذاب ندین مارو پارت امروزم همین الان بزارین لطفا 🥺

    ۶ سال پیش
  • Donya

    13

    وای باورم نمیشه 😂درسته شوخی بود ولی به نظرم نباید با راستین این کار و میکردم چون در هر صورت اون ناتوان محسوب میشه و واقعا کار بد و خطرناکیه😱 در هر صورت جالب بود ولی بیشترش تکراری بود😑

    ۶ سال پیش
  • Hasti

    7

    مرجان جون واقعا خسته نباشی عزیزم رمانت عالیه و فوق العاده زیباست ♡

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️