پارت چهل و چهارم :
با صدای آلارم گوشی چشم باز کرد؛ ساعت هفت و سی دقیقه گذشته بود. کش و قوسی به تنش داد و با رخوت از جا برخاست. سلانه سلانه از اتاق بیرون رفت؛ خبری از نیهان و میز صبحانهی آمادهاش نبود. پشت در اتاقش رفت و تقهای به در زد:« نیهان... نیهان بیداری؟»
صدای ضعیفی شنید:« آره، بیدارم.»
آهسته در را باز کرد و داخل اتاق سرک کشید؛ دخترک جنینوار در خودش جمع شده بود و پتو را تا زیر چانه بالا کشیده بو
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
خوشحالم به دلتون نشسته، ممنون از نظرتون. ❤
۳ سال پیشدلارام
8وااااااای مردم از خنده 😂😂نیهان و حسام تازه عقد کردن بعد رابطه ....هم داشتن خیلی باحاله. حالا واقعا رابطه ...داشتنداشتن؟🤔☹️🤣 یعنی من عاشق حامد شدم چه منحرف وو باهوشه🤣🤣 بچه ها بگین واقعا رابطه داش
۶ سال پیش
صدیقه سادات محمدی(نگ | نویسنده رمان
رابطه...😳😳واقعا همتون این برداشت رو داشتین که لایک کردین؟ پارت رو با دقت بیشتری بخونید لطفا 😄
۶ سال پیشهستی
27نگار جون میشه عکس مهراد رو هم بزاری
۶ سال پیشدلارام
11عزیزم آها متوجه شدم😂😂❤️پس مریض بوده🤣🤣🤣خدا وکیلی خیلی منحرفم همه هم میگن
۶ سال پیشلیندا
0وایییی عاشقتم نگار خیلی باهاله رمانت 😘😘😘ولی عکس نیهان خیلی بزگانه است باید ۲۲ یا ۲۱ باشه
۵ سال پیشarmiti
38رابطه چیه بابا حامد توهم زده بود فک کرد داره بهش دروغ میگه وگرنه حسام بچم پاستوریزه تر از ابن حرفاست🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️
۶ سال پیشایسان
26نه عزیزم رابطه نیس که!! درد ماهانگیه
۶ سال پیشآروشا
15عزیزم نیهان می خواست .... بشه رابطه کجا بود
۶ سال پیشرکسانا
0جرررررررر خاداااا نیهان دعنت دو سیب نعنااا
۵ سال پیشآریا کیوکسر
2رمان خوبیه . و مثل بقیه ی رمان ها نیست پس به من بدید نمره بیست خخخخ😂😂😂
۵ سال پیشحنا
12نیهان با اینکه قیافش نازه ولی ب نظرم عکسی ک گزاشته شده ب 17سال نمیخوره اصلا بیشتر میخوره و این ی خورده غیر طبیعیش کرده
۶ سال پیشرومینا
21آاااخخخخیییی من که میگم حسام عاشق نیهان میشه 😍😍😍😍 ولی دمت گرم بالاخره عکس شخصیت ها رو گذاشتی😉😉 ولی باید بگم نیهان خیلی خیلی خوش قیافه اس موندم حسام چطوری عاشق نیش دراز هستی شده بود😘😘😘😒😒😒
۶ سال پیشدخی
17نگار جون لطفا روزی ۲پارت بزار خیلی ممنون😍
۶ سال پیشهستی
10😂😂😂عالی بود 😍😍ممنون از نویسنده عزیز😍😍🌺🌺🤩🤩:-)
۶ سال پیشآرام
12واااییییی جیییغغغ عککسس نیهان خوشگل تره
۶ سال پیشزهرا22
8هستی خوشگل که
۶ سال پیشزینب
16وااای خدا این هستی چقدر زشته حسام به چشم برادری واقعا خوشکله من تو *** دیدمش چشاش آبیه😊 ولی نیهان هم واقعا خوشکله ولی بهش نمیاد اونجوری که اول رمان حرف میزد بحرفه😃😃دستتون دردنکنه خسته نباشید....
۶ سال پیششیرین
6بیچاره کجاش زشته؟؟؟
۶ سال پیشگوگولی
9نویسنده جون عالی خداقوت واییی نیهان حسامممم حامدددد😂😂😂😂بابارابطه چیه نیهان عادت ماهانه بود حامدم اشتب فکر کردش کلا عالی بود 😍😍😍
۶ سال پیشچشانا
11وااااای حسام عاشق نیهان شده خودش خبر نداره میگه عادت کردم بهش😍😍و نگار جون مرسی از رمان قشنگتذو واقعا ممنونم بابت پارت های طولانی و امیدوارم باقی پارت هارو هم همینطوری طولانی بزارییین❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۶ سال پیشآرزو
13رابطه نداشتن بابا داشته باشنم به منو تو چه زنو شوهرن .مرسی نویسنده جون رمانت عالی 🥰
۶ سال پیشآنیم
10وااای مرسی مرسی مرسی نگار جون واسه عکسا 😄من این حامد و نکشم خوبه دانسته یا ندانسته میگه اینو کردی اونو کردی مزخررررف😡 ولی من شوروشوق نیهانو واسه اینکنه حسام اومد خونه رو دوست داشتم عاااااالی بود😉
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

امامی
0از متن داستانتون خوشم اومده امیدوارم موفق باشید ولی بقیه را نظری ندارم میزنم