پارت شصت و یک :

- اگه آماده‌ای بریم!
مینا با صدای من ازجاش پرید و وقتی چرخید سمتم دستشو گذاشت رو قلبش!
- میلاد! تو از جن و پری‌ام بدتری! کسی بهت نگفته این‌جوری به کسی نزدیک شدن زهرترکش می‌کنه؟
- این قضیه واسه کسی که حتی جنا نمی‌ترسوندنش صدق نمی‌کنه، حالا میای یانه؟
مینا یکم شالشو مرتب کرد و گفت:
- کجا به سلامتی؟
- خونه!
- میلاد، خونه شامل خیلی جاها می‌شه!
- منظورم خونه‌ی حاج مرتØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • wolf

    2

    جلد اول تموم شد 😶 🌫️😶 🌫️😶 🌫️ پیش به سوی جلد دوم 🫠🫠🫠

    ۶ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    امیدوارم خوشت بیاد🥰🥰💛

    ۶ ماه پیش
  • kimi

    0

    نویسنده ی عزیز قلمت واقعا گیرا و دلنشینه داستانت تک بعدی نیست و نتنها بخش های ترسناک داستان جذابیت خاص خودش رو داشت بخش های روزمره، درام و عاشقانش هم کاملا بجا و مهیج بود. بابت زحماتت ممنونم و مشتاقانه منتظر خواندن ادامه ی داستانم.

    ۷ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    خیلی لطف دارین به من🥹🧡 ممنونم از این همه حمایت و حس خوب🥰🥰♥️

    ۷ ماه پیش
  • Mbn

    1

    ووووی بهترین رمانی ک توی زندگیم خوندم همین رمان بود 😍 خیلللی عالیی بود

    ۷ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    خوشحالم دوسش داشتین 🥹🫠🦋 امیدوارم از بقیه ی جلد ها هم خوشتون بیاد🥹🌸

    ۷ ماه پیش
  • hihi

    0

    🩷✨خسته نباشیددد

    ۷ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    🥰🥰❤️

    ۷ ماه پیش
  • هانا

    0

    خیلی وقت بود ک می خواستم این رمان و بخونم ولی راستش میترسیدم چون من از بچگیم تا حالا از جن وحشت داشتم . خیلی خوب بود خسته نباشی عزیز دوسش داشتم تازه میخوام جلد دوم و شروع کنم

    ۷ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    خیلی ممنونم از لطفتون امیدوارم از جلد دوم و سوم هم خوشتون بیاد 🥰♥️

    ۷ ماه پیش
  • hihi

    0

    واییییی عجب رمانی بوددددددددد بریم جلد دوووووو

    ۷ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    خیلی لطف دارین ممنونم🥹🌸

    ۷ ماه پیش
  • نیست نما

    0

    واقعا خوشحالم که از ته قلبم از این رمان خوشم اومد و این رمان افتاد تو لیست بهترین رمانام.فقط واسم سوال پیش اومده که زمزمه در شب هم به این رمان مربوطه؟

    ۸ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    منم خوشحالم که خوشت اومد 🥰🥰 آره کوه آمین و زمزمه در شب هم به شخصیت های سایه ی من مربوطن تقریباً

    ۷ ماه پیش
  • نجلا

    0

    رمان عالیی بود من قبلا رمان لیاناویابنده الماس رو خونده بودم و خیلی قشنگ بودن ولی نمیدونستم که رمان ترسناک هم نوشته باشین

    ۸ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    خیلی ممنونم از لطفت عزیز 🙏🌸🌸 رمان های ترسناک مو تقریباً دوسال پیش شروع کردم. تا الان شش جلد مرتبط بهم نوشته شده و رمان جدید با موضوع متفاوتی هم تو راهه 🦋🦋

    ۸ ماه پیش
  • Fami

    0

    دوستش داشتم واقعا خسته نباشی عزیزم💙

    ۹ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    قربانت 🥰💜

    ۹ ماه پیش
  • Fami

    0

    یه سوال رمان های ژانر ترسناکت ترتیب خاصی دارن برای خوندن؟

    ۹ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    آره عزیزم اول سه جلد سایه ی من، بعد کوه آمین، بعد دو جلد زمزمه در شب

    ۹ ماه پیش
  • Dark dreamer

    0

    خیلی قشنگ و هیجانی بود کلی باهاش خندیدم نسبت به کوه آمین اجنه نوع رفتارشون منطقی تر بود و فقط به جیغ ختم نمی شد باعث شده بود ترسناکتر باشه

    ۱۰ ماه پیش
  • آیت

    0

    واقعا عالی بود اولین رومانی که تا حالا به این قشنگی خوندم ممنونم دست قشنگت درد نکنه عزیزم

    ۲ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم ممنون از لطفت❤️✨

    ۲ سال پیش
  • darya

    0

    سلام، خیلی رمان قشنگیه من از رمان هاب چند جلدی متنفرم و اینکه اولیت باره که داذم به رمان چند جلدی میخونم خیلی قشنگه

    ۲ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    باعث افتخاره، امیدوارم تا آخر داستان همین قدر از خوندنش لذت ببری✨

    ۲ سال پیش
  • butterfly

    0

    خب من جلد اولو همین الان به پایان رسوندم... و یه سوال پیش میاد... همه ی تلاشای اقای معصومی کشک بود؟ 🙂

    ۲ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    نه اون کارشو درست انجام داد ولی چون نفرت ماهیر اونقدر زیاده که آسیب و قانون براش مهم نیست بعد از یه مدت عقب نشینی دوباره برگشت

    ۲ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    کارایی که انجام داد مینا رو به طور کامل از اون شرایط که اذیتش می‌کردن نجات داد ولی بحث میلاد فرق داشت چون طرف خصومت شخصی داشت و هیچ جوری حاضر نبود بیخیال شه. خلاصه شرایط برای میلاد استثنایی بود. ولی

    ۲ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    در حالت عادی بدون شک مشکل رفع میشه

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    وای عالی هم باهاش خندیدم هم استرس گرفتم هم ناراحت شدم ترکیب این همه حس خیلی عالی بود واقعا ارزش خوندن داشت چون بعضی رمانا خیلی آبکی هستن موفق باشی گلم 🫰🌱

    ۲ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    سلام عزیزم مرسی از لطف و حمایتت 🥰❤️🌹

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️