پارت سی و هفتم :

بعد به منظور خاتمه دادن به این بحث آهی کشید و از جایش برخاست. دست به سینه چند قدم بی هدف برداشت و بعد ناگهان وسط سالن ایستاد. نگاهش افتاد به تابلوی بزرگ روی دیوار. یک نقاشی رنگ و روغن از خانواده‌ی مظفری! خودش بود که کنار عطا و قمرالملوک نشسته بودند روی یک مبل سلطنتی و همین‌طور فرهاد و فریال وقتی که فقط ده ساله و شش ساله بودند. نشسته بودند روی زمین کنار پای مادر بزرگشان. ترمه توی بغل قمرالم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • شیم شیم

    6

    نکنه میخوان قمرالملوکو پخ پخش کنن😁 بره پیش اجداد قاجاریش🤣

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    جدال میان عروس و مادرشوهر یک پرونده‌ی جنایی می‌سازد....😂

    ۲ سال پیش
  • Sozi

    0

    اگه سحری اینکار رو بکنه همه فرهاد فنزی ها یه سور مهمون من😂

    ۱ سال پیش
  • Sozi

    1

    همه جزابیت های فرهاد به کنار من عاشق رک بودن حرفاش و بیتربیت بودنش شدم😁😍 ماشالا بچم با هیشکی هم رودروایسی نداره همه رو از دم قهوه ای میکنه😂🤦🏻 ♀️

    ۱ سال پیش
  • Sozi

    0

    انگار مرتضی داره یه چیزی رو از اون تایم رفتن پیمان و دلیل مرگ باباشون پنهون میکنه،هوم؟🤔

    ۱ سال پیش
  • ستاره

    0

    کم غم وغصه داشتیم از الان باید بفکر اینکه فرها و گلش بهم برسن هم غصه بخوریم🥹

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آخ گفتی...🥴

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    سحر چه پرو هست یه جوری داره فخر میفروشه انگار خودش چی بوده اینقدر گلشن رو تخریب شخصیتی میکنه خودش بخاطر ثروت عطا نامزدیش رو بهم زده با خواهرش و مادر رمالش دست به هر کاری زدن تا به اینجا که هستن رسیده

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مادر رمالش😂😂😂😂 آروم باش عزیزم دنیا دو روزه😢

    ۳ سال پیش
  • مهلا

    2

    چالش چی اینجوری که معلومه فرهاد وگلشن تا آخر باهمن پیمان هم باید به زندگیش بدون گلشن برسه اما پیمان پخته تره

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    فعلا فصل اولیم و رمان دو فصل دیگه هم داره و مشخص نمیشه گلشن سمت کدومشون بره فعلا هم که فرهاد براش مشکل پیش اومده

    ۳ سال پیش
  • مهلا

    0

    شبیه مثلث عشقی رمان گرگ و میش میشه دختره بین دوتا پسر گیر می افته

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    2

    وشما طرفدارای پیمان انقدرازمهربونیای مافرهادیاسواستفاده نکنین کاری نکنین ازمهربون تبدیل شیم ب بی رحم😒 نویسنده طرفدارفرهاده بچم همه رو عاشخ خودش میکنه ازبس دوس داشتنیه🥺😂 🤍هم اکنون درحال ساخت موشک😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اتفاقا همین الان داشتم می‌گفتم فرهاد پارتی داره🤣

    ۳ سال پیش
  • مهدیه

    1

    مارو مهربونی حساب باز نکردیم از اول اماده ی جنگ بودیم درباره نویسنده باید بگم پیامای قبلی آزاده رو بخون خودش گفته طرفدار فرهاد نیس فقط دلش میسوزه در ضمن مگ شخصیتا مختار نبودن؟ با بمب اتم منتظریم 😂😎

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    پیمان و فرهاد دوتا بدبخت بیچاره‌ان😭

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    2

    نه بی شوخی انقدرحرص وجوش نخورین گلشنوفرهاداول واخرش باهمن گلشن حتی اگه پیمان هم ببخشه غرورش نمیذاره بازبهش برگرده ب یاداون شبایی که تاصبح گریه میکرد روزخوش نداشت یکم واقع پذیرباشین خودتونو بذاربن جاش!

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    لعنت به اون شب که تا صبح گریه می کردم💔🎵

    ۳ سال پیش
  • مهدیه

    1

    هی هی تویی ک میگی عاشق واقعی ب پای عشقش میمونه روی صحبتم با توعه گلشن درسته غرورش لطمه دیده و خاکستر شده رو آتیش عشقش ولی اگ واقعا عاشق هم باشن عشقشون دوبارع شعله ور میشه اگ عشق واقعی باشه مانعی نیست

    ۳ سال پیش
  • ثنا بانو

    2

    یه طوری میگین پیمان بدین ببریم انگار ما از خدامونه اون بمونه 😕😕آزاده جون جنازه شو تحویلشون بده🪓🔪😈😈انگار نوبرشو اوردن😒😒

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا این مثلث عشقی از مثلث برمودا خطرناک تر شده☹️

    ۳ سال پیش
  • اتنا

    2

    من تازه شروع کردم ب خوندن رمان و عاشق پیمان شدم نمیدونم پیمان و گلشن بهم میرسن یا ن اما پیمان و بدید من برممم

    ۳ سال پیش
  • مهدیه

    1

    قابل توجه خودم فرگل ملیکا مهلا و کمی هم پرنیا ۶ تایی شدیممم 🎉🎉🎉 چقد زیادد😂😂😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    شیش نفر به چند نفر؟؟ اصلا عادلانه نیست🥲

    ۳ سال پیش
  • ملیکا

    1

    ایوللل داش ارتشمون روز ب روز داره زیاد تر میشه💪🏻✌️💜

    ۳ سال پیش
  • نفس

    0

    واییییییییییی مث همیشه عالییییی

    ۳ سال پیش
  • آتنا

    1

    من تازه شروع کردم ب خوندن رمان تا اینجا ک عاشق پیمان شدم نمیدونم پیمان و گلشن بهم میرسن یا ن ولی پیمان و بده من برمم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    📣طرفدارای پیمان آتنا بهتون اضافه شد😂💚💚💚 طرفدارای فرهاد هم بهت میگیم پیمان رو هرچه سریع تر ور دار ما رو هم راحت می‌کنی... دعات میکنیم بخدا😂

    ۳ سال پیش
  • آتنا

    1

    نه دیگه اول فرهاد و نابود میکنیم که انقد بچم پیمان و اذیت میکنه بعدش پیمان و ور میدارم میرم 😂😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    فرهاد پارتی داره😂

    ۳ سال پیش
  • فرگُل

    2

    ای جاننننن پس حملههههههه😂😂😂😂😂 ارتشمون روز به روز داره بیشتر وبیشتر میشه، از چشم بد به دور🥺♥ یادته فقط خودمون دوتا بودیم🥺

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    می‌دونی دژاوو و نیکان خواننده ی مشترک زیاد داره روزهای فرد همه میایم اینجا حرص فرهاد رو میخوریم روزای زوج همه میایم اون ور حرص یزدان رو میخوریم😂😂😂😂😂😂

    ۳ سال پیش
  • مهدیه

    1

    چش نخوریم ایشالا 😎😎😎

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    باشه ما که بخیل نیستیم😂

    ۳ سال پیش
  • مهیا

    1

    ن واقعا این قضیه رو منتفی کن که فرهاد بخاد با ترمه خوب باشه ی مدت🙂🥺 فرهاد واقعا از ته دلش گلشنو دوس داره و داره تلاش میکنه برای رسیدن بهش بخاطر ی عقاید قدیمی و مزخرف نباید از دلش دس بکشه🗿💔

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    باور کن دست من نیست🤷 شخصیت ها خودشون کاملا مختار هستن و رمان رو پیش می‌برن😍😍 من فقط نگارنده هستم😎 حالا ببینم فرهاد از این مرحله چطور عبور میکنه🤔

    ۳ سال پیش
  • رها

    2

    پس دلم چی میشه این وسط؟!🥺💔

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    زززااااااررررررر😭

    ۳ سال پیش
کپی شد!