پارت شانزده :
گیج نگاهش کرد.
سرش را کمی کنار برد تا صورت روژدا را بهتر ببیند.
- چی؟
اشکهای روژدا بیشتر شد و دستش را روی شکمش گذاشت.
- من حاملهم دلنیا...
همین کافی بود تا دلنیا هینی بکشد و روی پایش بکوبد.
این فاجعه بود.
یک فاجعهی بزرگ!
گریههای روژدا شدت گرفت.
- حس میکنم دختره...
با این حرفش نگاه دلنیا روی شال گردن صورتی نشست.
دختر...
سامران پدر خوبی نمیشد،
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
0نمیدونم ولی با خوندن این پارت منم غمگین شدم و ناراحت شدم حتی اونجایی که میگه کارزان گریه کرده و فلان
۴ ماه پیشZahra kh
0ولی چه پدر خوبی داره دلنیا
۴ ماه پیشکیانا
0عالیه
۳ سال پیشریحانه
0کاش بشه همه پسراشونو مثل کارزان تربیت کنن و دختراشونو دلنیا شجاع و با احترام
۳ سال پیشنرگس
0بدا به حاله روژدا از دست سامران وخوشابه حاله دلینا با پدریکه داره پدرم وقتی که زنده بود من خیلی دوست داشت همیشه بهم می گفت طلا بی خش ،(یعنی طلای خالص) ❤️🌹🌹🌹
۳ سال پیشثنا بانو
0عالی عزیزم❤بلاخره پسرمون دوبار داماد شد♥♥
۳ سال پیشاسرا
0عالیه
۳ سال پیشفاطی
9کاش اگه پسرا قرار باشه پدر یه دختر باشند براش مثل کارزان باشند ن سامران 🥺🤧💔
۳ سال پیشaynaz
5چقدر از شخصیت اراس خوشم میاد😂
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0لعنتی این سنگ به *** زدن آراس برای دلی خیلی جذاب و قشنگه من که لذت میبرم