پارت چهل :
قصهی بودن من، قصهی تکراری بود؛ شب و روزم مثل آسمون رگباری بود.
من واسه خودم که زندگی نکردم هیچوقت؛ زندگی کردن من همیشه اجباری بود.
بغضی تو سینمه که بشکنه دریا میشم؛ این روزا بدجوری دارم تک و تنها میشم.
کاری با این دل بیچارهی من کردن که؛ دارم افسردهترین آدم دنیا میشم.
زندگی کردم و هیچچیزی نفهمیدم، نفهمیدم حیف.
خیلی وقته دیگه از ریشه نخندیدم، نخندیدم حیف.
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
Raha00
8نگارخانمی لطفا عکس بزاری ادم بهتر میتونه بره تو بهر رمانا
۵ سال پیشآرام
7تو رو خدا عکس ها رو بزارییینن
۵ سال پیشحاتم
8آرام خانم تو هم گیر دادی به عکسها بابا ول کن فکر کردی عکسهای اصلیشون میزارن میخوای عکسم بفرستم تو فکر کن حسامم خخخخ
۵ سال پیشMs. X
5واااای عالی بود نگار جون🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
۵ سال پیشمدیسا
10وایی نیهان خیت کردی😂😂😂😂😂این چی بود گفتی تو دختر 😳
۵ سال پیشتی تی
13واییی عالی بود مخصوصا آخرش 🤣🤣🤣🤣
۵ سال پیشآنیم
17واااااای ترکیدم از خنده 😂خوب گفت که نمیدونم واسه همین میخوام برم ولی جوابشو خیلی محشر گرفت 😂😂😂😂 وااای عالی بود نگاری 😀میسی❤
۵ سال پیشزهرا
8عالی بود محشر بود ممنون 😍
۵ سال پیشآرزو
19ایییی بابا دیگه هستی حذف کنید. عصبیم می کنه حسام وقتی به فکر هستی .اینقدر بدم میاد هستی دیگه رفت شوهر کرد این دست از سرش بر نمیداره فقط وقتی حسام به هستی فکر میکنه دیگه دوست ندارم بخونم.
۵ سال پیشNegarrr
21واااای خدا میگه ذوق دارم ببینم چیه مردم از خنده 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
۵ سال پیشهستی
20به نظر من شاید وقتی عقد کردند هرکس پرسید نیهان کیه بگه خواهر خوانده و اینکه این قسمت محشره بود قسمی که گفت کلاس گذاشتن چه ذوقیم میکنه😂😂😂😂😂😂😂😂
۵ سال پیشNaznin
12جرررر😂😂😂😂
۵ سال پیشیه بنده خدا
36میگم چرا این حسام تا عصبانی میشه به نیهان میگه برو :/ وقتی از هستی عصبانی میشه و هی راه به راه به نیهان میگه برو دلم میخواد از وسط دو شقش کن مرتیکه سه نقطه
۵ سال پیشدخی
27این پارت خیلی خنده دار بود😂😂 خوب منم اگه بجای نیهان بودمو ازین چیزا خبر نداشتم سوتی میدادم 😅
۵ سال پیششینا
21وای سوتی های نیهان 😆😂( عاشقتم نیهان ) ممنونم نگار جون 😙
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

کاتریتا
4عالیه مرسی از نویسنده عزیز