سایه ی من به قلم زهرا باقری
پارت چهل و پنجم :
- مینا؟
- کوفت!
- تورو خدا یکم مهربونتر باش!
- الان فقط میتونم بگم خفهشو بزار برگههارو تصحیح کنم!
- خب باشه، ولی قبلش میتونی بگی با بابا حرف زدی یا نه؟
- عجب بچه پررویی هستی، من هم سن تو بودم سرمو جلوی پسرا بلند نمیکردم!
- یهجوری میگی انگار ده سال ازم بزرگتری!
- درهرصورت، فعلاً همهی تمرکز من روی تمرین با بچههاست!
- تمرین با بچهها یا یه پسر سر به
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهرا باقری | نویسنده رمان
ممنونم از حمایتتون🥹💛
۷ ماه پیشFami
0کاش مهدی هم یه بلایی سرش بیاد بفهمه انقد در برابر فهمیدن مقاومت نکنه...
۹ ماه پیشMahi
0عالیییییییییییییئببببببببببیییییی 🤝🏿
۲ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
ممنونممممممم🥰😁❤️🙏
۲ سال پیشسوگند
0تا اینجا که عالی بوده واقعا
۲ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
🙏🌹
۲ سال پیشمهیا
0کلی خوشحالمون کردی قشنگمممم بابت این خبر خوب😍❤ رمانت به شدت جذابه😌💦💋 دیگه بیخ ریشتم ولت نمیکنم هرروز😎😂🙈
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
قربونت عزیزم همیشه باش پیشم چی بهتر از این😍😍
۳ سال پیششفق
0منم هستم زهرای عزیزم فقط خیلی وقت نمیکنم رمان بخونم چون چند وقته کارم زیاده ولی به یاد تو و رمان قشنگت هستم 😉😘
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
قربونت عزیزدلم، ایشالا موفق باشی😍😍😍🥰🥰🥰
۳ سال پیشمهیا
0چرا دیگه کسی مثه قبل کامنت نمیزاره؟ مرسی گل من بابت این رمان قشنگی که داری مینویسی🌸🦋😍❤
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
سلام عزیزم 🥰 موردی نداره 😎 خودت که هستی😌❤️
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

wolf
1مرسی عزیزم رمانت عالیههههههههع آدم هی میخواد فقط بخونه دمت گرم دستت جیز