پارت سی و یک :

*****
دسته گلی که در دست داشت را در آغوش مادربزرگش گذاشت و گفت:
- عزیز جون نمی‌خوای بهم نگاه کنی؟
قمرالملوک خیلی سرد پاسخ داد:
- ندیدمت مگه؟!
فرهاد کنارش نشست و دست چروکیده‌ی مادربزرگش را در دست گرفت و گفت:
- عزیز جون می‌دونم ازم ناراحتی! به قول خودت نا امیدت کردم می‌دونم. ولی... من واقعا تصمیم خودم رو گرفته‌ام. می‌خوام...
- آخه چی اون دختر برات جذابه؟
قلب فرهاد ت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آرزو

    2

    از کار و زندگی افتادم دم عیدی از بس قشنگ رمانت

    ۶ ماه پیش
  • سیتا

    0

    تو این پارت اینقدر قاجار قاجار گفتن رو ذهنم تاثیر گذار شده اونجا مادر فرهاد صداش زد میخواست بشینه تو ماشین به جا ماشین اتومبیل میخوندم نویسنده هم ماشین نوشته بود هم اتوموبیل

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اره اوایل اتومبیل می‌نوشتم دیدم خیلی شسته رفته می‌شه این‌طوری دیگه ماشین می‌نویسم😂

    ۳ سال پیش
  • ثنا بانو

    0

    ❤️ 🔥❤️ 🔥❤️ 🔥❤️ 🔥❤️ 🔥❤️ 🔥

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ثنا جانم😍♥️

    ۳ سال پیش
  • Sana

    0

    شخصا قیمه قیمت می کنم عزیز دلم فرهاد خوبه اون بدبخت که نمی دونه ترمه رو تحمل کنه که

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    هرچه خوبان همه دارند، فرهاد همه رو یه جا داره😎

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    0

    بنظرتون اون ۳۲نفرتاشنبه پیدامیشن البته امیدوارم بیشتربشن

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ببین دقت کردی؟ میام یه چی میگم لایک ها یه دفعه میرن بالا😂

    ۳ سال پیش
  • مهیا

    3

    نخیر اصلا طرفدار زوج پیمان و گلشن نیستیم دستای قشنگتو الکی خسته نکن عزیزم😒😂شاهزاده هری بخاطر مگان قید سلطنتو زداونوقت این پیمان میمون بخاطر مشکلاتش گلشنو تنها گذشت🥺😑

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    وای من که به مهدیه گفتم مهیا هم طرفدار پیمانه😂 اون یه مهیا دیگه بود یا تغییر عقیده دادی؟ تف به شانس پیمان🥸

    ۳ سال پیش
  • مهدیه

    2

    تف ب شانس من دیدی تنها شدم رف الان من بخت برگشته چجوری ی تنه با جان نثارای فرهاد مبارزه کنم ؟ یک جوون مردی بیاد کمک من و پیمان ک تا ۱۰ دقه دیگ آش و لاشیم 😖😖

    ۳ سال پیش
  • فرگُل

    1

    کسی منو صدا زد، تا اینجا که خوندم از پیمان خوشم اومده🥲

    ۳ سال پیش
  • مهدیه

    1

    به به نیروی کمکی اعزام شد بیا بهشون شبیخون بزنیم نابودشون کنیم 😈😈 ( یعنی خوشم اومد کمتر از ده دقه یکی پیداش شداا وگرن قیمه قیمه بودیم😂)

    ۳ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    4

    هاها ولی بازم لشکرفرهادبیشتره نویسنده هم طرفدارفرهاده😌 کاری نکنین که بدتموم شه😂هشدارکه ارامش مارانخراشی😂«کمپین طرفداری ازفرهادوکشتن پیمان»😌 فقط نویسنده خودت زحمتشوبکش من نمیخوام قاتل شم ت قاتل شو

    ۳ سال پیش
  • مهدیه

    3

    جنگ جنگ تا پیروزی میخروشیم چو شرزه شیر ارغند 😎😎😎😎

    ۳ سال پیش
  • مهدیه

    2

    تعدادتون بیشتره ولی تپه از آن ماست حملهههه

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    پریا جانم درسته طرفدار فرهاد ولی یه دماری از روزگارش دراوردم که نگو و نپرس🥲 هنوز مونده که عاشقیش رو ببینید🤧

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دیگه اخماتو وا کن عزیزم ولی من قول میدم شما دوتا هم بیاید تو گروه فرهاد🥸

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    به به فرگل جان هم که موضع خودش رو انتخاب کرده طرفدار پیمانه🤗 پیمان خوشحال باش درسته فرهاد داره به کا می‌رسه ولی تو دوتایی شدی😐♥️

    ۳ سال پیش
  • مهدیه

    0

    از خداش ام باشه ما دوتا رو داره😎😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    الان یادم اومد! اونی که از پیمان خوشش اومده بود مهلا بود. من اشتباهی گفتم مهیا🥲

    ۳ سال پیش
  • مهدیه

    1

    عه ؟ پس ۳ تاییم میبینی چقد زیاد ؟ روی سپاه گوگریو رو کم کردیم اصن😂😂😂

    ۳ سال پیش
  • مهیا

    0

    همه ی مهیاها طرفدار فرهاد جونن😒❤😂

    ۳ سال پیش
  • آرامش

    0

    یا آل پیمان. چه خبره چه نظرات عجیبی دارین بعضیا.پریا جان نظراتت موهامو سیخ کرد🤫🧟😂😂عالی تو😂😂خب ۹.۱۲ ساعت مونده به پارت جدید.

    ۳ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    0

    خب اخه تو ببین ارامش جان من هر موضوعی میگم مال یه رمان دیگس😐😐ولی بهترین راه اینه که از هرچیزایی که میگم یه جایی بنویسین باهاشون رمان درست کنین معروف میشع😐😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    می‌بینی؟ اصلا این پارت ترکید از کامنت😎♥️

    ۳ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    0

    ازاده جونم من که گفتم مشکل خانوادگیه این یه پازلش. ولی دیگه مغزم نمیکشه😐🚶🚶🥲 اونی که گفتی بهش نزدیک شده چی گفته یک کوچولو راهنمایی 😁😁

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    فکر کنم یه دفعه چهارصبح از خواب پا میشی میگی نکنه جریان پیمان اینه که...؟😂 من چه کرده‌ام با تو پریا جان؟؟ آقا حلال کن😂😂😂

    ۳ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    0

    وای ازاده جونم دیگه حس و حالم پرید .. خبر بهم رسیده فردا ازمون قلمچی دارم وای حالا من نمیدونم چیکار کنم اخه من کتابای تجربیو از کجا بیارم که بخونم؟؟😐😐😐

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ببین مشکل که خانوادگی هست ولی یه نفر دقیقا اسم برده بود که به کی مربوطه! فکر کنم الان بری تک تک کامنت ها رو بخونی🥲

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دلیل پیمان برای ترک گلشن دو بخشه! یکیش آخر فصل اول برای خواننده مشخص می‌شه و یکی دیگه اش آخر فصل دوم به همراه دلیل اول هم برای گلشن و برای خواننده مشخص میشه

    ۳ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    0

    وای نکنه پدر گلشن و پیمان یکی باشه؟ یا مادرشون؟؟

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    راستی اینم می‌تونستم بنویسم هااا🤔 ولی نه پیمان داداشش نیست.

    ۳ سال پیش
  • سارای

    0

    حالابریم سراغ دژاوو،این اقاپیمان بیاد ببینیم واقعا دلیل ترک گلشن چی بود اصلا ماروراضی میکنه این دلیلش یانه،🤨شاید گلشن به حضور فرهاد عادت کرده،عاشق شدن یکم زوده، اونم بعد از دیدن پیمان وعشق اولش😏😏

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خداروشکر تو به عنوان یکی از خواننده ها با من هم نظری که گلشن بعد دیدن عشق اولش بهم ریخته و دیگه فرهاد رو نمی‌بینه یا اینکه حداقل دیگه نمیبینه

    ۳ سال پیش
  • سارای

    0

    سوال اینه که عشق اولی برنده هست یافرهاد؟میدونم نریزین سرم فحشم ندین اقافرهاد گل گلاب😅😅

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عشق اول به سختی فراموش میشه ولی طبق متن دژاوو «عشق از همه چیز قوی تره» اول و دوم هم نداره🥲 فقط اونی که قوی تره

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    همون که میگه: میگن هیچ عشقی تو دنیا عشق اولی نیست... میگذره یه عمری اما... ولی خب ما همه می‌دونیم و گلشن🤬 فرهاد خوبه🥲 مثل فرهاد باشید آقایون😌

    ۳ سال پیش
  • سارای

    0

    واقعاهم باید مردها یکم بیان از این فرهاد یادبگیرن، مازن ها واقعا دیگه خسته شدیم ازاین بی حساسی مردها😔😔حالاتوهین نشه به بعضی از مردهاااا😏😏😏

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اره متأسفانه مرد ها معمولا بی احساس هستن ولی خیلی هاشونم کوه درد ان🫂 اما مردهای عاشق خیلی خیلی جذاب ان😍💚

    ۳ سال پیش
  • سارای

    0

    سلام ازاده جونم، مردهای عاشق جذاب هستندکوفتشون بشه،خب چیه دلم یکم یه کوچولو محبت خواست 🥺🥺دله دیگه چیکارش میشه کرد🥺😔

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    این یه قانون نانوشته‌اس! که مردای عاشق گیر دخترای بی احساس می‌افتن🤧 یعنی دقیقا همین فرهاد بدبخت که گیر گلشن افتاده

    ۳ سال پیش
  • سارا

    1

    پس حق ماچی میشه😔😔من بااین که دوتابچه دارم ولی دوست دارم یکم شیطنت داشته باشم ولی همسرم برعکس من،همیشه که نمیشه خانوم باشی احححح،خب چیکارکنم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عزیزجانم قطب‌های یکسان همیشه همدیگه رو دفع میکنن! این دقیقا توی روابط آدم ها هم وجود داره.ناخودآگاه آدم‌ها معمولا جذب کسانی میشن که با خودشون متفاوت باشه تا خلاشون پر بشه. شما اگه دقت کنی می‌بینی...

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ..ک این قانون توی بیشتر روابط هست! هرکدوم ازشما توی شرایط وفرهنگ وتربیت متفاوت رشد کردید خب معلومه ک تفاوتهابیشتر ب چشم میخوره. منوهمسرمم تفاوت زیاد داریم ازنظرعقیده خداروشکرشباهت هامون بیشتره

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ولی ازنظر یک سری مسائل به شدت متفاوتیم. ایراد نداره همه همین‌طوری هستیم💚

    ۳ سال پیش
  • سارا

    1

    اقا تسلیم✋✋من قانع شدم،به دخترم که۵سالشه میگم دخترمن خانومه میگه نه مامان دخترباید شیطون باشه به پسرت بگواقاباشه😂😂خدااین بزرگ بشه چی بشه خدا به دادمن برسه😅

    ۳ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    1

    من این چیزایی که گفتی رو به هم چسبوندم و فقط به یک چیزرسیدم «پدرمادرش ازداج نکرده پیمانو دنیااوردن که این بین یامادرش ترکشون کرده یاپدرش و بینشون ازدواجی صورت نگرفته؟ که هیچکس هم این رازو نمیفهمه»😔💔

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه اینایی که گفتی اتفاقا موضوع اون یکی رمانمه! رمان دومینو. سهند سپهراد رو یادم انداختی🥲

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    1

    چراهیج حرکتی تکونی ازپیمان دیده نمیشه تامستحق اینهمه بدبی راه باشه پیمان صم بکم نشسته همش ناله نفرین خواننده میشنوه آزاده خانم مهره پیمان تکون بده تافصل۲ بنویسید

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    پیمان نه شماره‌ای از گلشن داره و نه آدرسی. فقط گاهی که براش پیش میاد یا اون رو تعقیب می‌کنه یا فرهاد رو که به اون برسه. بعد اینکه شما به عنوان خواننده تقریبا هفته‌ای ۲۰ ص از رمان رو می‌خونید.

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    به خاطر فاصله‌های بین پارت‌ها و مقدار کمش شما احساس می‌کنید که پیمان حضور خیلی کم رنگی داره. در حالی که پیوسته اگه رمان رو می‌خوندید متوجه می‌شدید حضورش خیلی هم کمرنگ نیست. من قبول دارم حضورشه کمه اما

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اماخیلی نیست. حالاچرا حضورش کمه؟ دلیلی ک پیمان داره و ما در پارت‌های آینده متوجه‌اش می‌شیم انقدر سنگینه ک من میگم واقعا دست و بال این شخصیت رو بسته! پیمان دوست داره بیاد گلشن رو ببینه ولی میدونه ک

    ۳ سال پیش
  • فرگُل

    0

    احیانا که پیمان، یه بچه مچه ای چیزی اون گوشه کنارا نداره😕ذهنم سمت همین رفت فقط

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه نداره😂 پیمانِ بدبخت... پیمانِ بیچاره... پیمانِ آش نخورده و دهن سوخته🥲

    ۳ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    0

    پیمان نمیتونه بچه دار شه؟؟ برا همین خجالت میکشع؟ با توضیحاتی که دادی چیزای دیگه ام اومد تو ذهنم ولی دست و بالم بستس میترسم بازم بلاک شم نمیتونم بگم🥲

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    تا الان ۳ نفر فکرشون رفته سمت بچه! آییییییی انقدر کیف می‌کنم کسی حدس نزده🥸 تا الان فقط یه نفر حدسش خیلی نزدیک ب مسئله بوده ولی اسم نمی‌برم! اسمشو نوشتم یه گوشه که یادم نره و بعدا ازش تقدیر کنم😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    میدونه ک گلشن ازش جواب می‌خواد و گفتن این جواب هم که برای پیمان راحت نیست! به خاطر همین سعی میکنه خیلی نزدیک نشه و حتی انقدر دست و بالش بسته‌اس که ترجیح میده با فرهاد هم رقابت نکنه!

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    حالا میدونم که خیلی خیلی بیشتر کنجکاوتون کردم برای دلیل پیمان.... 😈

    ۳ سال پیش
  • فرگُل

    0

    تا اینجا شیپ مورد نظرم، مرتضی وفریال، حرفم نباشه😅

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اوکی حرفی نیست😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ولی خیلی بد شیپینگ کردی😂

    ۳ سال پیش
  • مهیا

    0

    فرهاد جونم اینهمه داره برای رسیدن ب گلشن تلاش میکنه میخای این میمونو ب وصال یار برسونی مگه میشهههه😐💔😑بعدشم بچم به گلشن نرسه دلش میشکنه اصن نیگا فرهاد چقد جاذاب و مردونه اس پیمان شبیه گرازه🥺☹😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ی اسپویل کنم از رمان و بگم شما هنوز مونده تا عاشقانه‌های فرهادو ببینید😍💚 این هنوز نصفشه! از اون دسته مردهاست که دوست داشتنش رو توی عمل نشون میده. منتظر بمونیم واسه روزی که به زبون هم بیاره😍

    ۳ سال پیش
  • سارای

    0

    سلام آزاده جونم خوبی؟چرا ۱۶۷تا میکردی ۱۷۰تایا ۱۶۰تابرام یکم قابل هضم نیست اون ۷🤔🤔

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    جریان همونه که میگفتن قیمت فقط ۴۹ هزارتومن و جریان اون هزار تومن معلوم نبود😅😂

    ۳ سال پیش
کپی شد!