در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت سی :
*****
حالا چند روزی از آن صبح گذشته بود. از آن روزی که به فرهاد گفته بود بهتر است مدتی یکدیگر را نبینند تا آبها از آسیاب بیافتد!
پشت پنجره نشسته بود و از پشت شیشهی صاف و تمیزی که به تازگی آن را برق انداخته بود، به گربهی سیاه کنار حوض نگاه میکرد. نور آفتاب خودش را به داخل اتاق کشانده بود و قدش تا طاقچه هم میرسید.
گلشن فکر کرد میان طلوع و غروب این خورشید چه اتفاقها که نمیاف
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
جواب تمام سوالاتت مشخص شده تا اینجای پارت گذاری ولی به نظر منم جلو جلو نرو😁
۳ سال پیشfafa
0سلام عزیزم رمانت فوق العادس با کلی مشغله ک با یه بچه کوچیک دارم ولی از رمانت نمیتونم دل بکنم اگه شده روزی یک پارت باید بخونم حرف نداری....
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
سلام. قربونت عزیزم😍💚 خدا نی نی کوچولو رو سلامت نگه داره🫂
۳ سال پیشماهان
0خوبه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم😍💚
۳ سال پیشثنا
0عالی تر از عالی
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی😍💚
۳ سال پیشسیتا
0نکنه میخوان تو غذای گلشن چیزی بریزن بکشنش وایییییی🤯
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه بابا رمان جنایی نمیشه😂
۳ سال پیشmoon
0چرا انقد فرهادو اذیت می کنن ای بابا این بچه مث بره بور و خوشمزه بین گرگ ها گیر کرده 🥲😂😂🥲
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
فرهاد رو خیلی دوسش دارن ولی برای ازدواج خیلی بهش سخت میگیرن... چیه این تک پسر بودن😔💔
۳ سال پیشقشنگتراز پریا
0فقط نویسنده از این تریبون اعلام میکنم اگه پیمان ی کاری کنه قمه رو برمیدارم سینشو میذارم رو سرش ☺️ اره ما اینیم خیلی خطرناکیم فقط کاری نکن که باب میلمون نباشه!😂🫂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خوش به حال فرهاد با این همه طرفدار سر سختش😎
۳ سال پیشقشنگتراز پریا
0من بلاک شده بودم تازه پیشتیبانی از بلاکی منو در اورده 🥰🥰🌻 من اگه گلشن به فرهاد نرسه میرم دیگه🥲 بعد اینکه وقتی رمان کامل شد حتما چاپش کن خیلیا موندن که این رمانو بخونن🌻🌻🥰🥰
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قشنگتر از پریاااااا😍😍 فکر کردم تنها تو کوچه رفتی هااا🥲 دلم برات یه ذره شده بود یه سری توی اطلاعیه گفتم بعضی از بچهها نیستن واقعا به یادت بودم💚
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قشنگتر از پریاااااا😍😍 فکر کردم تنها تو کوچه رفتی هااا🥲 دلم برات یه ذره شده بود یه سری توی اطلاعیه گفتم بعضی از بچهها نیستن واقعا به یادت بودم💚
۳ سال پیشهلن
1سلام آزاده جان امیدوارم حالت بهتر شه گلم چرا بندازیم توجوب وقتی نویسنده قلمش قویُ رمان قشنگ و لذت بخش هستش و بعدش هم دیدن شما و خوندن این رمان وقتی چاپ شده خیلی هم عالیه و خوب
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عزیزم ممنونم از این انرژی مثبتی که فرستادی😍💚 شما همونی هستید که کتاب طبقهی زیرین رو هم خونده و کامنت گذاشته؟ درگیر ویرایشش هستم که به زودی چاپش کنم💚
۳ سال پیشAmeretat
1عالی عالی نویسنده جون امیدوارم زود خوب بشی
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
جییییییغغغغ خواننده جدید😍 کجا بودی تا حالا مرسی که بالاخره کامنت گذاشتی. مرسی از امیدواریت🥺💚
۳ سال پیشسارای
1❤سلام عزیزم امیدوارم زودحالت خوب بشه🤲وامااخر داستان رو میخوای زوج کنی😠😠درست دیدم🧐بجون خودم این پیمان روخودم پیدامیکنم مادربزرگ فرهادجونموبه عزارمیشونم😤😤خیلی دوست دارم ببنمتون
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اصلا چیکار به کار جوون مردم داریم ما؟ حالا فعلا یه گوشه نشسته داره چایی بیسکویتشو میخوره کاری به کار کسی هم نداره این همه ازش میترسید😂 فعلا که میدون دست فرهاد😎💪🏼
۳ سال پیشسارای
1اگه کاری به فرهاد نداشته باشه ماهم کاری بهش نداریم انقدر بیسکویت باچای بخره تا بترکه.ولی بخواددلبری کنه گلشن رواز راه به درکنه کلاهمون میره توهم 😤😤😤😠😠
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اصلا تموم شده بدونش😎⚰️
۳ سال پیشپرنیا
3چرا پولمونو بندازیم تو جوب؟؟ نویسنده ب این ماهی داستان ب این جذابی اگه بشه ببینیمت ک چ بهتر 🥰،پس فکرای شومو از دژاوو دور کن عزییزم ایشالا ک زود خوب شی ک بی دژاوو نمونیم 💞
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی گلم😍 منم دوست دارم شماها رو ببینم بغلتون کنم و بگم ببخشید این همه سر پیمان حرصتون دادم ولی خوب کردم واسه بقیه رمانهامم نقشهام همینه🥲
۳ سال پیشپرنیا
0سپاس گذار لطف بیکرانتیم😶
۳ سال پیشمهیا
1مگه قراره پیمان و گلشن زوج داستان شن که میترسی بیای؟؟؟🤨🥺شیرمو حلالت نمیکنم نویسنده اگه بخای این مرتیکه پیمان رو بیاری وسط😒😂😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
🍵⚰️ فایده نداره دیگه یه چیزی برای پیمان حاضر کنم بخوره که بلکه بمیره🥸
۳ سال پیشZarnaz
2برای سوال 3 اولا پول دوریختن نیست دژاوو رو میگیرم با امضات برای یادگاری برای همچین نویسنده عالیه وماهی که هستی🥰🥰😘😘البته اگه شیراز باشی🙃
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیر توی شیراز به اون قشنگی نیستم متأسفانه 🥲 نمایشگاه کتاب تهران منظورم بود
۳ سال پیشZarnaz
2آزاده ی مهربونم امیدوارم زودتر خوب بشی عزیزم ❤️مرسی که با اینکه سرما خوردی بازم جواب نظرها رو میدی😘حتما میرم رمان دوستتو می خونم😁
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم🥲 و مرسی که رمان دوست قشنگم رو قراره بخونی💚 من هرچی واسه شخصیتهام مینویسم سر خودم میاد! چند روز پیش داشتم مینوشتم که فرهاد نگرانه سرما نخورده دوباره... سر خودم اومد🥲
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ابر بهار
0دوست ندارم جلو جلو برم ببینم چی شد ولی خیلی کنجکاوم بدونم گلشن عاشق فرهاد میشه یا نه... اینکه فرهاد بلاخره هدفش از این ازدواج چیه و واقعا عاشق گلشنه ... پیمان چرا یهو غیبش زد خیلی کنجکاوم 😅😬