پارت ده :
داخل اتاق خزال خان رفت و در را بست.
نگاه آراس تا بسته شدن کامل در، خیره او بود.
نگاه آراس را که دیگر احساس نکرد، نفس راحتی کشید.
خزال خان بالای اتاق، کنار پنجره، روی تک مبلی نشسته بود.
- چی میخوای؟
گلاویژ تا زمانی که به فاصله دلخواهش از او نرسید، زبان باز نکرد.
- باهاتون حرف داشتم.
صدایش لرزید...
این بار نه از استرس، از بغض!
سرش را بالا گرفت و به چشمهای سرمÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
0واقعا خیلی باهاش بد حرف زد آخه بچه پسر چه ربطی بهش داره مگه اون خواسته اینجوری بشه
۴ ماه پیشZahra kh
0نه مثل اینکه تحقیر کردن بقیه کار خزال شده
۴ ماه پیشPisht
0حقشه، وقتی عرضه نداشته باشی از خودت دفاع کنی اینطور میشه. حالا می بینی این جوجه تو سری خور برا دلنیای بدبخت اژدها میشه😂😂
۵ ماه پیشیگانه
2چقدر این آدما بیشعورن جنسیت بچه اصلا به زن ربطی نداره کسی ک جنسیتو تعیین می کنه فام تنه مرده!
۲ سال پیشاسرا
5دلنیاحقش اینطورباخزال حرف میزدحالامیگفتم احترام بایدبراش میذاشت اعالیه آمنه خانم
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0به هرحال اینی که نتونست درست و حسابی از خودش دفاع کنه فردا برا دلی شاخ میکشه و هر روز گیس های همو میکشن