در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت بیست و دوم :
به سمت گلشن برگشت تا ادامهی حرفهایش را رو در رو بزند، اما با دیدن دیگران منصرف شد. رو به سمت فرهاد کرد و گفت:
- توی این دنیا به اندازهای که واسه خواهرم نگرانم چیز دیگهای فکرم رو درگیر نمیکنه. من میخوام تو زندگیش آرامش داشته باشه چون لایقشه!
ادامه داد:
- ببین... ببین من انقدر گلی رو دوست دارم که پشمات میریزه اگه بدونی! اخم به ابروش بیاد.. بغض به گلوش بیاد...اشک به چشاش بیاد
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آنیا
0دلم میخادخفه کنم این ترمه کنه رو ول کن دیگه یارونمیخادت😤
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
یه ذره هم غرور نداره این ترمه🤨 البته بنده خدا از بس تو گوشش خوندن این نامزدته تمام تصوراتش با فرهاد بوده 💔
۲ سال پیشپر پری
4من انقدر گلی رو دوست دارم که پشمات میریزه اگه بدونی😂 وای اینجاش عالی بود 😂
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرتضی همیشه بامزهاس😅
۲ سال پیشزهرا
0وای خدا این رمان عالییهههههههههههههههههههه
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
😍😍💚
۲ سال پیشگمشده
0رمان زیباییست
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم😍
۲ سال پیشسیتا
0عکس شخصیت ها من رو یاد بازیگر های فیلم های قدیمی می ندازه نمی دونم چرا
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
شاید چون سیاه و سفید هستن
۳ سال پیششفق
0ترمه ی کنه مگه علاقه زورکی هم میشه بکش کنار بابا بزار گلی ما خوشبخت بشه ، آخه چقدر تو ماهی آزاده جان رمانتم عالیه موفق باشی 💚❤💜💛💙
۳ سال پیشقشنگتراز پریا
0فقط اطلاعیه اولیت😂 من موندم وقتی مدرسه باز شد چجوری بیام دژاوو رو بخونم باید یه جوری برنامه ریزی کنم🤧 اییش .. دژاوو عشقه ها عشق .. بیا بغلت کنم ازاده جونم تا اروم شی خون خودتو نریزی🫂☃️
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نمیدونم چقدر طول میکشه پارت گذاری دژاوو. فکر میکنم اوایل پاییز تموم بشه. راستش رو بخوای فعلا چیزی حدود صد و هشتاد ص از رمان رو پارت گذاری کردم. یه پونصد ص مونده البتده اونطور که من برنامه ریختم
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اما مدرسه شروع بشه و تو نیای دژاوو رو بخونی اون موقعاس که دیگه خون خودمو میریزم🤨
۳ سال پیشقشنگتراز پریا
0نه دژاوو جذب کنندس و من حتما تو برنامه هام باید بذارمش. 😂 حاضرم ناهار نخورم ولی بیام رمانتو بخونم😂(خودت ربطش بده)
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ربطش اینه که دژاوو برای ادامهی حیات از نیازِ به خوراک هم واجبتره😎
۳ سال پیشقشنگتراز پریا
0ای ازاده جونم ص.گگ بخورتت که انقدر شادو باحالی💚 اگه پیشم بودی ماچت میکردم تاقرمز شی تازشم یکمی هم میزنمت من ادمایی ک دوس دارموبایدحتمابزنمشو(نمیدونم چ دردیه😂 بهت رحمم نمیکنم میزنمت میکشمت میخورمت😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
راستشو بخوای من خیلی هم کسل کنندهام🥲 از بس فاصله میگیرم با همه، همینو بهم میگن! ولی واقعا حاضرم تک تک کسانی که رمانهامو میخونن تو بغلم بچلونم🫂
۳ سال پیشپرنیا
0بی نظیری ی رمان چقد میتونه جذاب باشه آزاده جونم کلیییی ماچ بهت 🥰🥰
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
واقعا چقدر یه رمان میتونه جذاب باشه! موافقم باهات😅
۳ سال پیشZarnaz
0عالی بود مرسی نویسنده جونم 😍😍😍خیلی خوشحال شدم که گوشیت درست شد 😍😍
۳ سال پیشاسرا
0عالی آزاده عزیزآرامش خودت نگه داره فدای سرت طرفدارت بیشترازاینهاصبرتحمل دارن اگه وقفه تورمان افتادبه عزیزبودن صبرمیکنیم😘
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم از محبتت عزیزم❤️🫂 خداروشکر چندتا پارت از قبل فرستاده بودم. وقتی گوشیم خراب شد خیلی استرس آخرین نسخه رمانم رو کشیدم😢
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بعد با خودم گفتم خوب شد حداقل چند پارت آماده کرده بودم که شما دوستان عزیزم بدون دژاوو نمونید یه وقت فکر کنید بدقولی کردم تو پارت گذاتشن. این سری استرس کشیدم ببینم پارتهامو ویرایش کردم یا نه😂
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مرجان
0حالا این ترمه رو قمرالملوک فرستاده واسه *** کردن فرهاد😑