پارت هفده :

*****
کنار پنجره ایستاده بود و بیرون را تماشا می‌کرد.
- حالا به نظرت باید چی‌کار کنیم مامان؟
مادرش روی یک صندلی راک نشسته و چشمانش را بسته بود. از روزی که تاروت‌هایش را از دست داده بود هنوز یک کلمه هم با سحر حرف نزده بود.
- کافیه دیگه یه چیزی بگو.
- چی بهت بگم؟ قبلا این کار رو کردی بازم می‌تونی!
سحر دستش را بر روی پیشانی‌اش گذاشت و از پنجره دور شد. یک مسیر را چند بار آمد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ثنا بانو

    0

    دیس لایک دیگه چیه؟؟؟؟؟

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    یعنی نپسندیدن. همون لایک قرمزه

    ۳ سال پیش
  • مهیا

    1

    دارن برا عقد فرهاد و ترمه برنامه میچینن🥺

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دوست دیگری کامنت گذاشت برای فرهاد و گلشن هست... حالا نیم ساعت دیگه معلوم می‌شه🤔

    ۳ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    1

    اخه مگه کرم داری ک دیس لایک میکنی رمانو؟؟ هان فازت چیه؟؟😐

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    تازه یکی دیگه هم دیس داد. دارم به قهقرا می‌رم فقط بذارید برم من😂

    ۳ سال پیش
  • Fati

    0

    نههههه چرا تموم شد ای واییییی🚶 ♀️🚶 ♀️

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خوشحالم که همراهمی قسمت بعدی فردا🤩

    ۳ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    1

    نویسنده حس میکنم پیمان ی سد بزرگیه خواهشا پیمانو بکش تا راحت شم😐

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نمی‌خوام فحشم می‌دن😂 می‌دونی به خاطر رضا توی رمان بی تردید این سری باید حواسم به پیمان هم باشه😂

    ۳ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    آزاده جون معلوم که خودش ضرر کرده نگران نباش بعضی اف دا بدون این که رمان بخونن همینطوری میزنن معلوم نخونده زده چون رمان تو معرکهههه😍😍

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نظر لطفته عزیزم❤️ اما در کل اگه کسی می‌گه بده واقعا باید دلیل بیاره که نویسنده بتونه پیشرفت کنه. هیچ چیز به اندازه نقد نمی‌تونه سازنده باشه و هر نویسنده‌ای واقعا چشم انتظارشه.

    ۳ سال پیش
  • شفق

    2

    خیلی عاااالی بود دستت درد نکنه آزاده جونم فقط این مامان سحره خیلی رو مخه یه کاری کن کرک وپرش بریزه زنیکه پول پرست موفق باشی عزیز دلم قلمت پایدار💚😘

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سفارش شما ثبت شد...😎

    ۳ سال پیش
  • Zarnaz

    3

    سلام نویسنده جونم خیلی خوب معرکه بود مرسی که پارت هارو زیاد تر کردی❤️❤️راستی داخل پارت جدید نوشته بود که ازدواج بچه هارو میگیریم یعنی میشه ازدواج بین گلشن و فرهاد باشه🤔اگه اینجوری باشه پارت بعدی

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    یعنی می‌شه؟🤔

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    4

    عالیه

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مثل شما🫂

    ۳ سال پیش
  • سمیرا

    3

    واییییییییییی عالی بودن دست وذهنت دردنکنه جانم❤️❤️😘

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم 🤩

    ۳ سال پیش
  • Zarnaz

    3

    اگه اینجوری باشه پارت بعدی عروسی دعوتیم هورااااا🥳🥳🥳🥳

    ۳ سال پیش
کپی شد!