در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت سیزده :
پیمان دستگیرهی در را محکم در دستانش گرفت، لحظهای چشمانش را بست و در را به سرعت باز کرد.. آنقدر سریع که انگار میترسید پشیمان شود.
پدر گلشن خون در چشمانش میجوشید، به تندی پیمان را به کناری زد و گفت:
- برو کنار مرتیکه!
اما پشت سرش مرتضی یقهی پیمان را سفت چسبید و از میان دندانهای بهم چسبیدهاش غرید:
- بیچارهات میکنم کثافت!
پدر گلشن خشمگین به سمت دخترش رفت. روس
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
حدیث
0فرهاد جان چیکار کردی عزیزم؟🤣
۷ ماه پیشنگار
0هر پارت محشر تر از پارت قبل😍فرهاد چه جذابههههههه
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اوووووه هنوز مونده جذابیتش رو ببینی😍
۲ سال پیشنرگس
0رمان خیلی خوشگله خیلی سخت برام بارگذاری میشه امکانش وجود نداره به صورت آفلاین تو برنامه قرار بدی نویسنده عزیز؟😔❣️
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
همین که با وجود سختی میخونیش برام خیلی با ارزشه🥲💚
۳ سال پیشسارا
0هنوز پارت های اولشم رمان خیلی خوشگله نویسنده عزیز میشه رمان با پی دی اف چاپ کنید توی دنیای رمان برای من خیلی سخت بارگذاری میشه پارت هاش
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خوش اومدی به دژاوو و مرسی از نظر خوشگلت😍😍🫂 متاسفانه امکان پی دی اف نیست چون دژاوو مختص دنیای رمانه و جای دیگهای نمیره💚
۳ سال پیشترانه
0🕊🤍
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚🫂
۳ سال پیشGhazale
0عاللللی عااالی
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
🙃💚
۳ سال پیشریحانه
2باباچیه دوتا دوتا 😐یکی از یکی هلوتر کل عمرم یه هلو از نزدیک ندیدم چه برسه عاشم بشه.. والله بخدا مردم شانس دارن😫😭
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
وای من فکر کردم پشتیبان عکس شخصیتها رو گذاشته اینو میگی🤣 به زودی عکس پیمان هم میاد
۳ سال پیشربحانه
0نگو پیمان از فرهاد هلو تره که واقعا دیگه افسردگی میگرم😫
۳ سال پیشریحانه
1امیدوارم پیمان از فرهاد هلوترنباشه که دیگه واقعا خودکشی لازم میشم والله ما اصغربقال داریم از خدا پنهون نیس از شما چه پنهون هلو نیس بیشتر شبیه کیویه ولی یه دوسالی روش کراش زدم😐
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
تا سلیقهها چی باشه! 🤣 وقتی برای اولین بار به این دو نفر بر خوردم خیلی تعجب کردم! اینکه چقدر شبیه ذهنیت من هستن! فقط چشمهای فرهاد قهوهای روشنه و این آقا آبی متاسفانه 😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
برای بقیه به خصوص پیمان واقعا خیلی گشتم پیرم دراومد. حالا یه عکس انتخاب کردم حداقل به اونی که فکر میکردم نزدیکتره.
۳ سال پیشاسرا
1مشکل مربوط به خانواده پیمان سئوال گلشن پدرمادرپیمان نمیشناخت آخه وقتی سرقبرش بجای ترمه رفت چطورپیمان اونجا ندیدثروت پیمان ترمه الان بایدازعموشون جدابشه کلی سئوال دیگه بوجودآمده امیدوارم پارتهابعدج باش
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
گلشن هم اصلا این چیزا رو درمورد پیمان نمیدونسته. بعد که پیمان رو توی عمارت میبینه و میاد خونه به یاد حرفهای فرهاد درمورد پیمان میافته و اون موقع اس که میفهمه پیمان مشکلات خانوادگی چی داشته..
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
پیمان داداش ناتنی ترمه است. پارت هفتم رو یه بار دیگه بخون. ثروتی که گفتی فقط مال ترمهاس و اینکه دست عطا هم نیست که جداش کنن! به زودی متوجه این ثروت خواهید شد که در اصل ماجرا چیه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اینکه اون روز پیمان کجا بوده هم چند پارت جلوتر جوابش هست. پیمان و فرهاد فقط پسر خاله هستن. در حالی که ترمه و فرهاد هم عموزاده و هم خاله زادهی همدیگه میشن
۳ سال پیشقشنگتراز پریا
0نویسنده تو رمان نشون داد ک پدرگلی زیاد از پیمان خوشش نمیاد وخب پدرش اومدپیمانو گفت ک یا دختر منو ول میکنی یا من دخترمو میدم ب ی شخصی که خودم انتخاب میکنم وپیمان هم اومدهمچین پیشنهادی ب گلی داد؟؟
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
یکمی جلوتر سرنخ میدم
۳ سال پیش!(: یاشیل قیز
2برای سوال اولت آزاده جانم . . دلیلای زیادی ممکنه باشه ولی از اونجایی که موضوع رمان معمایی نیس ینی راز پیچ در پیچی وجود نداره! هرچی هس زیر سر پدر گلشنه! بی دلیل نیس فلش بک به گذشته تو رمان! مچکرم . .
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
تنها معما اینه که چرا پیمان گلشن رو ترک کرده و در آخر خواننده با فهمیدناش میتونه بهش حق بده یا نه! من رمانهام صرفا عاشقانهاس و ژانر دیگهای ندارن البته به جز دومینو
۳ سال پیشریهام
1اینکه چرا پیمان گلشن وترک کرده مطمئنم درگذشته بین یک دوراهی قرار گرفته ومجبور شده بخاطر خود گلشن اون رو ترک کنه حتما در این بین یک رلزی از خانواده گلشن نهفتس که پیمان ازاون خبر داره..🥴درس گفتم عایا؟
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه خیلی🥲
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
البته شخصی کامنت گذاشته بود یه جایی که پا تو کفش عاشقانه نویسها نکنم و همون ژانر فانتزی رو ادامه بدم ولی نمیخوام آقا🤣
۳ سال پیش!(: یاشیل قیز
1آزاده عزیزم؛ هستن کسایی که نظر منفی میدن! و باید در نظر گرفت هیچکس از بدو تولد نویسنده نیس! و نویسنده بدنیا نیومده! فقط نوشتن زیاد و خوندن زیاد قلم رو قوی و احساسات رو واقعی نشون میده! و شما عالی! :)
۳ سال پیشقشنگتراز پریا
1پدر گلی اومده از سحر یا عطا پول گرفته ک پیمانو و گلشنو از هم دور کنه ک ازدواج پیمان و فریال زودتر صورت بگیره😂 عجب سناریوییه این😂💔😐
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اشتباه اشتباه...🤣 همچنان تلاش کن فرزندم! اینکه فریال و پیمان با هم ازدواج کنن دغدغهی سحر و عطا نیستش! دوست دارن اینا هم ازدواج کنن تا به قولی خیالشون راحت باشه ولی دغدغهشون نیست
۳ سال پیشقشنگتراز پریا
1اصلی ترین دلیلش سحره چون خودخواهه وبهترینارو برای بچه هاش میخواد و پیمانو تهدید میکنه ک یا گلشنو میکشم یا با دختر من ازدواج میکنی و خب میشع گفت ی اتویی سخر ازش داره تروخدا زودتر جواب بده ک درسته؟😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیر اشتباه می باشد😄
۳ سال پیشقشنگتراز پریا
1هیچوقت این حدسیات و حسام درست از اب در نمیاد چرا؟😐💔
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
تلاش کن فرزندم 😄
۳ سال پیشZarnaz
4در هر صورت دوست دارم به فرهاد برسه❤️❤️راستی آزاده جون دارم الان دارم رمان بی تردید می خونم اونم خیلی قشنگ مرسی عزیزم ❤️❤️❤️
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی که داری بیتردید رو میخونی😍❤️ امیدوارم حتما برام نظر بذاری اونجا درموردش❤️ میدونم کلی ایراد داره هر چی باشه مال ده سال پیشه.
۳ سال پیشZarnaz
4نویسنده عزیزم این پارتم مثل پارت های قبلی عالی بود مرسی❤️❤️ برای سوال اولیت هرچی باشه چه با دلیلی چه بی دلیل از پیمان خوشم نمیاد😁 برای سوال دومت آره حاضریم بزار عکس هاشون😘😘😘😘
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
چرا هیشکی از پیمان خوشش نمیاد؟ همه طرفدار فرهادیم که!🤣 آقا من دلم واسه پیمان سوخت...
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

حدیث
0هرکاری که کردی کار خوبی کردی🤣🤣 هم چشمای پیمان و مامانت در بیاد کافیه🤣🍓