پارت هشتم :

- و یه خونه‌ی خوب و مبله در اختیارت می‌ذارم!

ابرو های گلشن بالا پریدند این دیگر زیادی بود. خودش را جمع و جور کرد و دستپاچه گفت: من راضی به این کار نیستم همین که من رو استخدام کنی کافیه! یه دنیا ممنونت میشم. اما... اما...

ادامه داد:

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!