پارت نود و هشتم :


نمی دونم چرا اما حس می‌کردم تمام این حرف‌ها و داستان ها رو با منظور بهم گفته بود.
حرفش چی بود؟ می‌خواست ثابت کنه که من آدم بعدی ام؟ یا هیچی از عشق نمی‌فهمم؟ انقدر مودبانه و با مثال داشت بهم توهین می‌کرد؟
- پرسیده بودی چرا از دخترا خوشم نمیاد یا دوست ندارم با کسی ازدواج کنم؛ جوابش و الان بهت میدم. چون من دنبال کسی می‌گردم که قلبش برای یه نفر باشه آیلی... کسی که تا آخر عمرم بهم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    عالییییییی

    ۳ سال پیش
  • .

    8

    قشنگ معلومه تهش با ایاز تموم میشه. همیشه اون بردار شر و شوره و دارکه برنده بوده. ولی من قلبم تیکه تیکه میشه اگه ایلی به ایدین نرسه:) ایدین خیلی قشنگه:))) نویسنده اینکارو با من نکن :)

    ۳ سال پیش
  • آزیتا

    5

    دمت گرم نسترن جون قلمتون عالی همین طور ادامه بدین🥰🥰

    ۳ سال پیش
  • Z

    9

    وای چرا هیچیش معلوم نمیشه خو لامصبا یکیتون عاشقش شین دیگه ولی به نظرم از اینجا به بعد هیجانی تر بشه نویسنده جون زود زود پارت بزار تروخدا

    ۳ سال پیش
  • سمیرا

    2

    آره

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    2

    عالیه ولی آیلی هم بدنیست گفت که واسه تیغ زدن بودنه دوستی

    ۳ سال پیش
  • مهنا

    12

    یه فرق دیگه این رمان اینه که این دفعه (به قال دختره )دختره چیزه پسره پاکه همیشه پسرا با هزار نفر بودن بعد با یه دختر پاک ازدواج می کردن

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️