پارت هشتاد و ششم :
نمیدونم چرا اما یه حس اعتماد کاذب نسبت بهش داشتم. شاید چون شبیه آیدین بود... به هر حال دو سه ماهی میشد کنارشم و نه از درونش اما جیک و پوک بیرونیش خبر داشتم.
چه رنگ لباسی رو بیشتر میپوشه، چه کتابی رو بیشتر دوست داره، از چه غذایی خوشش میاد، با کدوم ندیمه ها راحت تره و...
به هر حال هر چی که بود، چه به دلیل شباهت به آیدین و چه به دلایل دیگه باهاش رفتم.
خیلی از روستا فاصله نگرفت اما Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
سیتا
2بنظرم اون مادر که ایاز ازش حرف میزنه مادر خودش هست اون بچه هم خود ایاز هست که الان بزرگ شده
۳ سال پیشملینا
0احلق که قابل پیشبینی نیست
۳ سال پیشزهرا
0فکر کنم ایاز همون آیدین
۳ سال پیشیه بنده خدا
0ایاز همه فکر میکنن مرده و اون موقع مامانش اینجا خود کشی کرده پیش بینی رمان شناسی
۳ سال پیش!(: یاشیل قیز
3قلم نسترن بانو بی نظیره! مدیر معاون رمانی با قلم بشدت قوی بود که خاطره ی خیلی قشنگی شد؛ رمانِ ندیمه قرتی فوق العاده ترین رمانیه که تو این برنامه آنلاین میخونم؛ فقط کاش زمان پارت گذاری زیاد نباشه:)
۳ سال پیش.
1چقد قشنگ میشه اگه پارت بعد همه پیش بینی ها و نظرات اشتباه از آب در بیاد. یعنی کاملا ی اتفاق جدا بیفته هیجانش چند صد برابر میشه. بلاخره این رمان رمان پیش بینی کردن نیست:)
۳ سال پیشآتش
20چه خفن ...ایاز خودشو زده به مردن یا هر اتفاقی که فکر کنن مرده ...و مادرش که اینجا خودکشی کرده .ایاز راست میگه ..ایاز عروسک خیمه شب بازی نیست ..گردانندشه.!!
۳ سال پیشبهار
3چه خفن جملت رو تموم کردی
۳ سال پیشساتیا
1فک کنم اون بچه هه ک مامانش مرده ایازه 😌😂
۳ سال پیشمهیا
1لهنتیییی چقد هیجان انگیز شد😍💦ولی من عاشق آیازم خدا نکونهههه روح از اب دربیاد🙂😑
۳ سال پیشطرفدار آیلی
6حسم میگه خود ایلی خواهر ایاز و ایدینه 🥲😍
۳ سال پیشسمیرا
0اوه واقعاگف؟آیاز
۳ سال پیشسوفی
0وایییی😂😂😂پارت بعدی ب نظرم خیلی باید جالب باشه
۳ سال پیشهانیه
8سلطان بازی کردن با روح و روان خودتی و بس😂 الان آیاز روحه یا چی 😬 خیلیییی قشنگ شد🤗
۳ سال پیش.
13ممکنه ایاز روح باشه؟ یعنی مهتاب با ی روح حرف میزده؟ ولی ژانرش ترسناک نیست. پس ایاز مادرش خودکشی کرده ک تا حالا ندیدتش و هر شبم تو برکه پلاسه😐😂
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
0بهترین رمانش چیه؟