پارت نوزده :

پسری کنارش بود.
چشم چرخوندم... یه مرد بور با لبخندی بی‌صدا داشت با من صحبت می‌کرد. یه دختر با چهره‌ای محو نزدیک شد و اون مرد و با خودش برد.
با مشت‌های گره شده از جام بلند شدم و روبه‌روی اونا ایستادم.
حرکت کردم. یه فضای تاریک و همون دختر محو‌.
داشتیم بحث می‌کردیم. صدایی:
" دوستش داری؟ "
صحنه عین جرقه‌ای رفت. سراسیمه پلک باز کردم‌.
چشمم به اون نگاه مظلوم گره خورد‌.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • تانیا

    1

    داره کم کم جالب میشه وای نویسنده جون تا که سام حافظش برگرده من یکی سکه ناقص رو از هیجان زدم

    ۱ سال پیش
  • معصومه

    2

    عالیییییییییبی دست مریزاد

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    4

    خوب بود ولی پارت ها خیلی کوتاه هستش

    ۳ سال پیش
  • سمیرا

    2

    👍👍

    ۳ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!