عطر رازقی به قلم مهراد رستایی
پارت صد و دوازده :
نسیمملایم بهاری درکوچه و شهر داشت میرقصید هوا همیشهتا اواخر فرودینسرد بود و گاهگاه اهالی را با یکباران جانانه غافلگیر میکرد.
حسام هودی رنگینکمانی که باطرحهای تکشاخکوچک داشت را تن تینا میکرد.
خوبشد حداقل با اصرارهای مادرش تا سیزدهبدر مطب را بستتا بتواند یکدلسیر خوشبگذراند.
برخلاف همیشه که لباسهای تیرهرنگ میپوشید
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۳۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
دخترای من
1خاطره جان این برنامه رو بروز رسانی کن شاید درست بشه عزیزم 🙏
۴ سال پیشخاطره
2سلام تورو خدا یکی خلاصه رو بگه واسه من هیچ چیزی نوشته نیست دق مرگ شدم دیگه قبلی ها هم نمیاد 😭😭😭
۴ سال پیشااا
1سلام یه بار حذف کن این برنامه مجدد نصب کن شاد درست شد
۴ سال پیشاسرا
2ثمره واقعنی ازدواج کردبعدازاون سقوط اون بیماری😮😮
۴ سال پیشنیکا
3خیلی داره خوب پیش میره
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

خاطره
1سلام سوم اسفند به روز رسانی کردم از اون زمان دیگه بخش آن لاین نوشته نمیاد قبلی ها هم نمیاد اصلا دوبار تا حالا برنامه رو حذف کردم درست نشد متاسفانه