پارت چهارم :

بالاخره رسیدیم و پیاده‌م کردن تا داخل بریم.

توی سالن چنان برو بیا و سر و صدایی بود که‌ نگو و منم با نیش باز داشتم نگاه می‌کردم، خبر نداشتم قراره چطوری نیشم‌ رو ببندن.

به سمت یه اتاق رفتیم و بعد در زدن، وارد شدیم؛ یه خانم و آقا و یه دختر ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!