پارت سوم :

یزدان رحمتی نیستی که ببینی هم پولت داره میره، هم ماشینت و هم آبروت!
خاک به سرم شده بود و تو خیت ترین اوضاع ممکن زندگیم بودم اما اون نوشیدنی نمی‌ذاشت هیچی حس کنم.
آخه پسر خوب خارج از جنبه چرا می‌نوشی، بذار ساقی خوشگل باشه اصلا!
با صدای کوبیده شدن به شیشه، دکمه رو زدم و پایین آوردمش.
مامور نگاهی به سر و وضعم کرد.
- چه وضعشه پسر جون، می‌خواستی پرواز کنی؟ یادت رفته بود جت جنگی دستت نیست و ماشینه؟
بلند زدم زیر خنده.
- بابام بفهمه به رخشش ماشین خالی گفتی، دوتامون رو تو کمون می‌ذاشت شبیه آرش کمانگیر از کمان رها می‌کرد تو آسمونا پرواز کنیم.
صورتش توی هم رفت.
- کمم نخوردی!
کشیده گفتم: اووو، زیادم بود، جون داداش هوس کردی؟ ببرمت؟
با عصبانیت دستم رو که روی ریشاش گذاشته بودم گرفت و پس زد.
- مدارک!
شل و ول دستم رو سمت داشبورد بردم.
- ببینم این تو چی هست.
دونه به دونه کارتارو نگاه کردم و با دیدن کارت ملیم به دستش دادم.
گرفت و یه چیزی رو چک کرد.
- سرباز فراریم که هستی، گواهینامه نداری چطور سوار ماشین شدی؟
ابرویی بالا انداختم.
- قهرمانا قهرمان به دنیا میان، راننده‌ها راننده!
با حرص پرسید: سرباز فراری؟
- آره!
در ماشین رو باز کرد و کنار رفت.
- بیا پایین.
نگاه جدیش رو که دیدم پیاده شدم؛ با تموم سرخوشیم چهره بابا جلوی چشمام بود.
می‌دونستم دقیقا چی در انتظارمه.
مچ دستام رو بهم چسبوندم و جلوش نگه داشتم که دستش رو روی شونه‌م گذاشت و به جلو هدایتم کرد.
- دستبند نمی‌زنی؟
در ماشین پلیس رو باز کرد و مجبورم کرد سوار شم.
- مگه قاچاقچی و قاتلی؟
تو طول راه فقط به چهره بابا فکر می‌کردم و کاری هم جز خندیدن از دستم برنمیومد.
تازه قرار بود فردا صبح اول وقت بره دنبال کارای سربازیم، امشب از اینجا مستقیم دیگه‌ می‌فرستتم پادگان.
فرمانده جنازه هم تحویلش بده براش مهم نیست.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • رمانکده

    7

    خوبه فقط کاش پی دی آف رایگانش بیاد این چه وضعیه آخه تا یکمی می بینید که چن نفری رماناتو می خونن پولیش میکنید

    ۲ سال پیش
  • حنا

    1

    الان یه سوال من تازه شروع کردم...از وسط به بعدش پولیه..؟!

    ۳ ماه پیش
  • آنیا

    2

    بای بای دنیای خوب قبل سربازی😂😂😂سلام برجهنم دره ایکه سرش نوشته بچه روتبدیل ب مردمیکنیم🤣

    ۴ ماه پیش
  • H

    0

    ممنون اژ نویسنده خیلی رمان جذاب و قوی ای هستش

    ۲ سال پیش
  • سوتیا

    0

    عاااااالی بسیاار جذاب

    ۲ سال پیش
  • نازنین

    0

    🥰

    ۲ سال پیش
  • ناشناس

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • النازخانوم

    0

    عالیه

    ۲ سال پیش
  • جواد

    1

    عالیه اصلا مگه میشه رمان های خانم آبدار خوب نباشه

    ۳ سال پیش
  • گلی

    2

    رمان قشنگیه من قبلاً رمان عشق آمازونی و رمان ویانا نیوز رو خوندم و می دونم محمد بچه ی هانا و یزدان اما ربط دنیل و باقی رو نفهمیدم

    ۳ سال پیش
  • نفس

    0

    عالی

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    0

    عالیه

    ۴ سال پیش
کپی شد!