پارت صد و هفتاد و هفتم :

روی تخت دراز کشید و به سقف خیره شد.
کاش می‌توانست از آن پرونده دور بماند...
کاش می‌توانست بی‌خیال همه چیز شود اما نمی‌شد.
زرنیخ را باید پیدا می‌کرد.
طاقت آن همه دلهره را نداشت...
سردرد باعث شده بود حالت تهوع پیدا کند.
خستگی در وجودش بی‌داد می‌کرد.
اگر ایوان، زرنیخ می‌بود هر طور شده دستگیرش می‌کرد، به هر قیمتی!
چشم‌هایش را بست و سعی کرد کمی آرام بگیرد.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!