شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت نوزده :
قدمی به جلو برداشتم. خودکارش را بدون هیچ تماسی به دستم داد.
سفته ها را خوانده نخوانده امضا کردم. فقط می خواستم سریع تر از آن عمارت بیرون بزنم و خبر خوش رهایی از بند اسارتی که گرفتارش بودیم را به مادرم و هستی بدهم.
دلم می خواست بعد از مدتها دور هم بنشینیم، بگوییم و بخندیم.
من سر به سر هستی بگذارم، او حرص بخورد و من بخندم.
مادر هم سرزنشمان کند و مثل همیشه بگوید :
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
یگانه
3خدمتکار ارامش همون عکسه اس اخه روش نوشته ماهور ولی ارامش خدمتکارو ماهرو صدا میزنه قضیه چیه ؟؟؟
۶ سال پیشدخی شیطون بلا
4چرا پارت جدیدش رو نمیزارید
۶ سال پیشفاطیما
5عالی بود یه عکس دیگه هم از آرامش بذارید
۶ سال پیشbahareh
4عجب رمان باحالیه از قیافه این دختره هم خیلی خوشم میاد به شخصیتش میخوره تو خدا زودبه زود بزاریدش😍👏👍
۶ سال پیشمبینا
2لطفا زود تر پارت های بعد ی هم بزار
۶ سال پیشHasti...
2وایی خیلی خوب بود پس بقیش کوووو نویسنده عزیز منتظر بقیه رمان هستیم❤️❤️
۶ سال پیشدرسا
5مثل همیشه عالی اقاااا من فوضولم چرا جای حساس رمان این نویسنده خسته میشهههه من سکته میکنم تا رمان و تموم کنه که😩😩😩😩😔
۶ سال پیشمونا
1سازنده جان برنامه من دوباره هر کاری میکنم رمان هایه جدید لود نمیشه دایره میچرخد ولی باز نمیکنه
۶ سال پیشM
5محشره عالی بهتر از این نیست فقط از آرامش یه عکس دیگه بزارید
۶ سال پیشبارین
4عالی 😍فقط نویسنده جان عکس دیگه ای از ارامش بزار فک کنم این صدمین باره خواهش میکنم😶🙏
۶ سال پیشNegarr
2به نظر من توی شخصیت ها ارکان و هستی قشنگن
۶ سال پیشالناز
1رمان خیلی خوشملیه توصیه میکنم بخونین و صد البته عاشق شخصیت ارامش میشین
۶ سال پیشNegarr
10وای تا میای یه ذره بخونی پارت تموم میشه دیوونه نشیم صلوات
۶ سال پیشهانی
3تا اینجا ک حرفی نداره عین عالیه پرفکتتتتتتتتتت😙😙
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...
...
0رمان داره جالب میشه فقط لطفا زودتر پارت جدید بزارید دارم دیوونه میشم ای خدا