شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت هجده :
خیلی مطمئن گفت : من هیچ وقت به هیچ کس جز خودم اعتماد نمی کنم.
- آها. اونوقت این آدمایی که دورت ریختن چی می گن؟
بی توجه به سوالم گفت : وقتی بهت زنگ زدم، وقتی الان رو به روت نشستم، یعنی تصمیمم رو گرفتم و می دونم دارم چی کار می کنم. نیازی نیست تو چیزی رو بهم گوشزد کنی. فکر کنم اینو قبلا هم گفتم.
زیر لب گفتم : خلی دیگه!
- چی؟!
- اگه نصفه شب خفتت کردم چی؟! اگه د
مطالعهی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
Helia
7بیچاره حامی ..دلم براش میسوزه ... این دختره هستی خیلی پرو 😒فکر کرده میه واسه خودش دستور میده😓😒
۶ سال پیشRAHAII
9کسی عکس هستی رو میشناسه؟ یعنی میدونه شخصیت هستی تو این رمان اسمش چیه؟ لامصب خیلی خوشگله
۶ سال پیششمیم
6کاش روزی دوتا پارت میذاشتین اینجوری یادمون میره چی به چی بود
۶ سال پیشZahra
11زود زود پارت بزارید دیگه رمانش خعلی جذابه
۶ سال پیشدرسا
8ویییی عالی بود این پارتشم من که به شخصه عاشقشممممم خیلی عالیه دست نویسندش درد نکنه کلی زحمت براش کشیده و این توی رمان کاملا مشخصه😍
۶ سال پیشNegarr
10خییییییلی قشنگ بود فقط پارت ها خیلی کمه ای کاش بیشتر بزارید
۶ سال پیشالنا
7عالی عالی هرچی بگم کمه ممنون از نویسنده وسازنده برنامه
۶ سال پیشترنم
7خیلی عالیه ممنون از سازنده که این بخش رو قرار داد به نظرم شخصیت آرامش به عکسش خیلی میاد
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...
زینب محمدی
2عالی