پارت هجده :

خیلی مطمئن گفت : من هیچ وقت به هیچ کس جز خودم اعتماد نمی کنم.

- آها. اونوقت این آدمایی که دورت ریختن چی می گن؟

بی توجه به سوالم گفت : وقتی بهت زنگ زدم، وقتی الان رو به روت نشستم، یعنی تصمیمم رو گرفتم و می دونم دارم چی کار می کنم. نیازی نیست تو چیزی رو بهم گوشزد کنی. فکر کنم اینو قبلا هم گفتم.

زیر لب گفتم : خلی دیگه!

- چی؟!

- اگه نصفه شب خفتت کردم چی؟! اگه د

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زینب محمدی

    2

    عالی

    ۵ سال پیش
  • Helia

    7

    بیچاره حامی ..دلم براش میسوزه ... این دختره هستی خیلی پرو 😒فکر کرده میه واسه خودش دستور میده😓😒

    ۶ سال پیش
  • RAHAII

    9

    کسی عکس هستی رو میشناسه؟ یعنی میدونه شخصیت هستی تو این رمان اسمش چیه؟ لامصب خیلی خوشگله

    ۶ سال پیش
  • شمیم

    6

    کاش روزی دوتا پارت میذاشتین اینجوری یادمون میره چی به چی بود

    ۶ سال پیش
  • Zahra

    11

    زود زود پارت بزارید دیگه رمانش خعلی جذابه

    ۶ سال پیش
  • درسا

    8

    ویییی عالی بود این پارتشم من که به شخصه عاشقشممممم خیلی عالیه دست نویسندش درد نکنه کلی زحمت براش کشیده و این توی رمان کاملا مشخصه😍

    ۶ سال پیش
  • Negarr

    10

    خییییییلی قشنگ بود فقط پارت ها خیلی کمه ای کاش بیشتر بزارید

    ۶ سال پیش
  • النا

    7

    عالی عالی هرچی بگم کمه ممنون از نویسنده وسازنده برنامه

    ۶ سال پیش
  • ترنم

    7

    خیلی عالیه ممنون از سازنده که این بخش رو قرار داد به نظرم شخصیت آرامش به عکسش خیلی میاد

    ۶ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!