پارت بیست و پنجم :

حسام برگه‌ی آدرس را برداشت و رو به حاج‌حبیب گفت:
- خدا برادرتون رو رحمت کنه، ممنون بابت اطلاعاتی که دادین. ما دیگه مزاحم نمی‌شیم.
از جا برخاست و حاج حبیب هم حینی که از روی صندلی بلند می‌شد جواب داد:
- خدا همه‌ی رفتگان رو بیامرزه. مراحمید وظیفه بود، امیدوارم پیداش کنید.
هردو از حاج حبیب خداحافظی کردند و رفتند. نیهان سرگشته و نومید با قدم‌های سست دنبال حسام راه افتاد و سوا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    1

    چرا با هستی مشکل دارید؟ 😂 من خوشم میاد ازش والا بیشتر از نیهان. حالا چون عاشق مهراد بوده یا اون حرف و زده باید ازش متنفر بشید ؟

    ۳ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی

    1

    بسوز هستی خانوم😒

    ۱ سال پیش
  • سونیا

    0

    از هستی بدم میاد 🫤

    ۳ سال پیش
  • سارا

    0

    خوب بود

    ۳ سال پیش
  • کیانا

    3

    🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    0

    ای بابا تورو سننه اها راستی نویسنده عزیز چرا تو همه ی رمانا اسمه همه هست به غیر از اسمه مهدیه بابا اسمه مهدیه هم باشه هست نمیگم نیست ولی شخصیت اصلی نیست بزارید اسمه مهدیه برای رمانتون ممنون

    ۵ سال پیش
  • ایلین

    15

    منم اصن از هستی خشم نمیاد ( هشتک همایت از نیهان و حسام ) ( هشتک فحاشی به هستی ) اگه میخان عضو بشین کافیه به سامانه ی ۰۰ هستی فحاشی و ۰۰ نیهان حمایت اراعه کنید با تشکر مدیر ساخت سامانه های کمیاب 😂😂

    ۵ سال پیش
  • Pari

    6

    سلام باباهستی وبه کشتن دادین که😂😂منم اگه جای هستی وبودم میفهمیدم یه دختری پیشش هست حسودی میکردم 😂😂

    ۵ سال پیش
  • Pari

    5

    البته پیش داداشم*

    ۵ سال پیش
  • دخی

    9

    واقعا منم اگه جای هستی بودم جا میخوردم که بفهممیه دختر تو خونه برادرم زندگی میکنه🤐

    ۵ سال پیش
  • Samin

    17

    تو انقد باید درک داشته باشی ک دلیلشو بپرسی عزیزم😊😊

    ۵ سال پیش
  • هانی

    20

    هستی کثافت ب ت چ اخه اه مگ ت اون رفیق حسام و دوس نداری پس چرا داری تو کارای حسام بدبخت دخالت میکنی اه بزنم لهش کنم دختره خیره سر😡😡😡😡😡

    ۵ سال پیش
  • آروشا

    11

    دستم به هستی برسه به چند قسمت غیر مساوی تقسیمش می کنم دختر میمون به توچه مادرشی پدرشی زنشی به توچه آخه من تو کار داداشم دخالت نمیکنم تازه کمکش میکنم با دوست دختراش آشتی کنه بعد تو به حسام گیر میدی

    ۵ سال پیش
  • تی تی

    4

    واووو جالب بود یعنی عالییییی

    ۵ سال پیش
  • Ziziii

    4

    میشه پارت های بعدشم هرچه سریعتر بزارید💔🙆

    ۵ سال پیش
  • Naznin

    6

    چ بی ادبه این هستی😑

    ۵ سال پیش
  • هستی

    15

    همیشه اسم هستی تو رمان ها خوبه ها اینجا داره دیگه سواش یواش حرص میده🙄😐💔ایش اصلا به تو چه دوست داره با دختر جوون هم خونه شه وا والا

    ۵ سال پیش
  • سارا

    5

    تا اینجاش که عالی بوده ایشالله بقایش هم خوب باشه

    ۵ سال پیش
  • مدیسا رادمنش

    10

    دخترهی چندش اوررررررر😠😠😠😠😠😡😡😡😡اخه به تو چه که حسام چیکار میکنه

    ۵ سال پیش
کپی شد!