منفی چهار (4-) به قلم مرجان فریدی
پارت صد :
بعد تموم شدن کارشون، فوری به سمت شیشه علامت دادن میرای راه بیفتع
میرای هم با سرعت گازش و گرفت..،
سعی داشتیم به شماره دو برسیم.
فقط اون مونده بود
بقیه ماشینا پشت سرمون بودن
با وحشت به دستگیره چسبیده بودم.
دو دور و کامل چرخید تا از دور ماشین شماره دو رو دیدیم
گزارش گرا با هیجان موقعیت ماشینا و احتمال برنده شدنشون و برسی میکردن و تماشا چیا رو سر ذوق میاوردن
با و
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
Nfs
7مرجان مرجان مرجانن یکی از بچه ها راست گفت تو قاتلی قاتل قلبامون :)) چیکار کردی با این پارت قلبم پر بغض شده :)) یکم قبل خط ترمز چهرش دیدن همه جرمی ک باز اتفاق میفته گذشته تکرار شده هضم یکجاش سخته🙂
۴ سال پیشBaran
4دلم میخواد گریه کنم تا این بغض لعنتی تو گلوم تموم شهههه😭 بمیرم براشون
۴ سال پیشباران
9خیلی اشک ریختم نه برای رمان و اتفاقش برای اینکه چنین عشقی برای هممون وجود نداره بخصوص تو این زمان و موقعیت خیلی کم پیش میاد
۴ سال پیشHana
3من ک مردم براشووون قلبممم🥺🥺 حرفا و بغض میرای🥺🥺 من دیگ نمیتونم خیلی قشنگ بود🥺✨️
۴ سال پیشآنیسا
2گادددددددد قلبممممممم میگه توام نروووو خداااااا دستت بوس مرجان جونی🥺🥲❤
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

معصومه!!!
0چقدر یه رمان میتونه قشنگ باشه🫠