پارت صد :

بعد تموم شدن کارشون، فوری به سمت شیشه علامت دادن میرای راه بیفتع
میرای هم با سرعت گازش و گرفت..،
سعی داشتیم به شماره دو برسیم.
فقط اون مونده بود
بقیه ماشینا پشت سرمون بودن
با وحشت به دستگیره چسبیده بودم.
دو دور و کامل چرخید تا از دور ماشین شماره دو رو دیدیم
گزارش گرا با هیجان موقعیت ماشینا و احتمال برنده شدنشون و برسی میکردن و تماشا چیا رو سر ذوق میاوردن
با و

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • معصومه!!!

    0

    چقدر یه رمان میتونه قشنگ باشه🫠

    ۳ سال پیش
  • Nfs

    7

    مرجان مرجان مرجانن یکی از بچه ها راست گفت تو قاتلی قاتل قلبامون :)) چیکار کردی با این پارت قلبم پر بغض شده :)) یکم قبل خط ترمز چهرش دیدن همه جرمی ک باز اتفاق میفته گذشته تکرار شده هضم یکجاش سخته🙂

    ۴ سال پیش
  • Baran

    4

    دلم میخواد گریه کنم تا این بغض لعنتی تو گلوم تموم شهههه😭 بمیرم براشون

    ۴ سال پیش
  • باران

    9

    خیلی اشک ریختم نه برای رمان و اتفاقش برای اینکه چنین عشقی برای هممون وجود نداره بخصوص تو این زمان و موقعیت خیلی کم پیش میاد

    ۴ سال پیش
  • Hana

    3

    من ک مردم براشووون قلبممم🥺🥺 حرفا و بغض میرای🥺🥺 من دیگ نمیتونم خیلی قشنگ بود🥺✨️

    ۴ سال پیش
  • آنیسا

    2

    گادددددددد قلبممممممم میگه توام نروووو خداااااا دستت بوس مرجان جونی🥺🥲❤

    ۴ سال پیش
کپی شد!