شیرشاه - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت هفتاد و نهم :
نفس هایم به هم گره خورده بودند.
گره ای کور که قصد خفگی ام را داشت.
خیره براندازم کرد
_بهت میاد…
فاصله گرفت، نفس کشیدم.
در اتاق به شدت باز شد.
کاوه با دیدن ما درست مقابل هم خشک شده کنار در ماند.
_ف…فکر کردم شیدا اینجاست.
آروی با اخم هایی در هم مقتدرانه به سمتش قدم برداشت
_مگه نگفتم اینجا نیای…
کاوه با اخم نگاهش را از من گرفت و سرش را زیر انداخت
_من که Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
Ghazal
0بخاطر استرس مدارس تاالان ک سه و نیم صبحه نخوابیدم ،یهو یادم افتاد پارتای شیرشاه رو نخوندم و حس میکنم جوری بهم انرژی داد ک حتی فردا تو مدرسه هم گیج نزنم..ازت واقعا ممنونیم ک توی این شرایط پارت گذاشتی
۴ سال پیشفائزه
8به یاد مهسا امینی عزیز...به یاد تک تک بچهایی که این روزا جونشونو گرفتن کف دست و برای ازادی میجنگن..به یاد همه کسایی که طالب برابری و عدالت هستند...ممنون مرجان..ممنون بخاطر قدرتت❤
۴ سال پیش
10وقتی همش ت غم بغضم... تو این روزای سخت... واقعا ازت توقع نداشتم ولی ممنون ک هستی... ممنون ک همیشه بودی...
۴ سال پیشBaran
10رمان خیلی خوب بود و خودت بهتر... یکی از دلایل علاقه بیش از حدم بهت عقاید و افکارته جوری که حتی مادرم هم خیلی ازت خوشش اومد و طرفداریت رو کرد... امیدوارم همیشه موفق باشی مخصوصت در مقابل سختی ها
۴ سال پیشHASTI
2ممنون عالی بود😍👌👌
۴ سال پیش.
10مثل همیشه ترکوندی مرجانییی😭🤍باز خداروشکرررر برنامه های داخلی کار میکنن نزدیک بود افسردگی بگیرم:)))عادت کردم به هرروز دیدن استوریات و ریپلای کردننن و مهربونیت🙂😭♥️
۴ سال پیش✌️
2آخ آخ خنک شدم فراوان😍😍اصی دلم حال اومد ولی خو ایسو کارو خراب کرده 🥺💔
۴ سال پیشHana
3دستت طلا مرسیی🫂💗
۴ سال پیشEsra
2جونم جذبه😂😎
۴ سال پیشکیانا
8تو این اوضاع بدون اینترنتی و غم و مرسی که هستی ❤️
۴ سال پیشMahsa
3واقعا مرسیی❤️🥺😞
۴ سال پیشسانیا
6ممنونم مرجان جون:)))) تو این حال بد فقط رمان تو می تونست حالم رو خوب کنه
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

حنا
2چرا انقد کم بوددددد😭😭