پارت شصت و پنجم :
با دو انگشت میانی و شست، سوک لبهایش دست کشید و گفت:
- منو برادر خودت بدون و ماهجون رو مادرت! منو ننه همهجوره پشتت هستیم تا حقت رو بگیری. به نظر من قبل از اینکه اون خانم بزرگ بدونه راز سر به مُهرش رو میدونی باید به چند نفر بگی که پشتت باشن و باز اون نخواد سرت رو زیر آب کنه! اینجور آدم اطرافت داری که خانم بزرگم ازش حساب ببره؟
آوا قاشق کوچک را میان استکان چای بازی میداد و صدای ظریف
لطفا صبر کنید...

میم
1خیلی عالی بود،خداروشکر بهش اعتماد داره واحساسش تغییری نکرده😍