پارت صد و پنجم :

سکوت وحشتناکی ماشین را گرفته بود و نگاه پر از سوال دختر حرف زدن را برای کیان سخت می‌کرد.
- مثل این که اون موقع سپیده بیشتر از هروقت دیگه‌ای به جاوید فشار می‌آورد... علاوه بر خرج و مخارج تو و خودش که گردن جاوید بود، ازش خونه هم می‌خواست! اون هم فهمیده بود که سپیده داره از وجود تو برای گرفتن منافع خودش سوءاستفاده می‌کنه، می‌خواست با ازدواجت هرطور شده از زیر بارِ خواسته‌های سپیده در ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ..

    0

    خداییش وقتی بلد نیستی رمان بنویسی چرا مینویسی این چه رمانیه اینقد دیر پارت گذاری میشه بعدش هم خیلی کم اینجوری ک ما هجانمونوبرا خوندنش از دس میدیم کلا یادمون میره چی بوده

    ۴ سال پیش
  • سنا فرخی | نویسنده رمان

    رمان نوشتن رو بلدم ولی توی ایران زندگی میکنم نتم چند روز قطع بود! می تونید محترمانه تر صحبت کنید نه من از روی اجبار رمان می نویسم نه شما از روی اجبار می خونید🌸

    ۴ سال پیش
  • بی غم

    5

    به نظرم از کیان طلاق میگیره عاشق یاشار میشه

    ۴ سال پیش
  • سیتا

    2

    اره هستی اذیت میشه بعد طلاق امیر کیان میخواد طلاقش بوده ولی حقش رو هم میگیره

    ۴ سال پیش
  • دخترای من

    5

    بیگناه ترین هستیه این وسط طفلک 🥺مرسی عالی بود 👌🙏

    ۴ سال پیش
  • ملی

    4

    عالی بود مرسی عزیزم مثل همیشه بی نظیر.... 🌹....هستی جدامیشه طفلی🥺🥺🥺

    ۴ سال پیش
  • فرزانه

    3

    خسته نباشی نویسنده عزیز مول همیشه عالی عالی عالی موفق باشی عزیزم

    ۴ سال پیش
کپی شد!