منفی چهار (4-) به قلم مرجان فریدی
پارت نود و چهارم :
اونم بلند شد.
به سمت پله های چوبی و سفید رنگ رفت
از پله ها پشت سرش بالا رفتم
طبقه بالا در اتاقی و باز کرد
پشتم ایستاد
پشت سرم عمیق نفس میکشید.
لب گذیدم.
اروم وارد اتاق شدم.
به تخت چوبی با رو تختی ساده و سفید مشکی زل زدم
یه کمد دیواری و یه میز کامپویتر با دوتا سیستم خیلی خوبم گوشه اتاق قرار داشت.
_تو راهرو حموم هست، طبقه پایینم یه حموم هست،توکمدمم تیشرت
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نه
0۷ه
۲ سال پیشمعصومه!!!
0نهال طفلی
۳ سال پیشناجی اسید ها
7باغ وحش:ساخت ذهن اسیدی نهال حیوانات:اردا بدبخت که هیچ کارس😂😂
۴ سال پیشناجی اسید ها
12چرا باید هم خندم بگیره هم ناراحت بشم؟؟؟؟؟!!!! فهمیدم چرا چون قلم مرجان عجیب جذابه:)♡
۴ سال پیشRahil
9بخندم یا گریه کنم؟ مسئله این است.
۴ سال پیشسانیا
12اوکی ولی این پارت همراه خنده خیلی غم هم توش بود اینکه نهال هیچکس رو نداشته خیلی دردناکه:))
۴ سال پیشEsra
11بخندم یا بغص کنم؟؟😂🥲 نهال جان باغ وحش راه انداخته😂 مثل همیشه عالی
۴ سال پیش❤❤❤❤❤
8ممنونم بابت حس خوبی که از رمانت به همه میدی
۴ سال پیشKimiya
6وای مست میشه چ *** میشه😂🌚
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ghazal
0فکر کن مفقط منم وقتی باباش زدتو گوشش واسش گریه کردم از همه مظلوم از باباشم از همه بیشتر بدم میاد بخاطر اون اشغاله خیانت کارررر