توپاز آبی به قلم صدیقه سادات محمدی(نگار)
پارت صد و سی و یک :
دخترک باز حواسش را به رانندگی داد. کمی بعد وارد جادهی آسفالت شدند. حالا پرنیا دید بهتری داشت؛ هرچند تاریکی هوا خودش مشکلساز بود اما خبری از گرد و خاک نبود. کامیار مدام در تلاش بود تا موتورسوار را بزند و کوله را بگیرد. ترکنشین موتور به عقب برگشته و گاهی کامیار و گاهی ماشین را هدف میگرفت. ماشین حالا خیلی به موتور غریبهها نزدیک شده بود.
- پری فاصلهتو حفظ کن، میزنه...
جهانیا
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۳۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
سیتا
3نریمان که وضع مالیش خوب نبود چطور پول دار شد سوده چه به ارج و قرب رسیده بابا
۴ سال پیشفری
3ماه صنم همون سوده اس .مگه هوی خواهر مارال نبود چطور شد زن بردارش؟؟
۴ سال پیشمری
3آره هووی خیزران بود اما شاپور که ولش کرده رفته، بعدها نریمان یا همون جاوید رفته عقدش کرده.
۴ سال پیشدخترای من
3ای داد بیداد 🥺🥺🥺🥺
۴ سال پیشزهرا
3شمیم این طور که طیبه گفت پیش پدرش بیچاره جهان دوباره از هم جدا شون کردند
۴ سال پیشخورشید
5شمیم کجاست پس جهان نمیره😭
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...
نفسم
2😪جهان این همه بدبختی داشت حالا کما رفتنش وحشتناکه...شمیم گناه داره..بداوضاعی شده..مرسی نگاری