پارت صد و سی و یک :

دخترک باز حواسش را به رانندگی داد. کمی بعد وارد جاده‌ی آسفالت شدند. حالا پرنیا دید بهتری داشت؛ هرچند تاریکی هوا خودش مشکل‌ساز بود اما خبری از گرد و خاک نبود. کامیار مدام در تلاش بود تا موتورسوار را بزند و کوله را بگیرد. ترک‌نشین موتور به عقب برگشته و گاهی کامیار و گاهی ماشین را هدف می‌گرفت. ماشین حالا خیلی به موتور غریبه‌ها نزدیک شده بود.
- پری فاصله‌تو حفظ کن، می‌زنه...
جهانیا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نفسم

    2

    😪جهان این همه بدبختی داشت حالا کما رفتنش وحشتناکه...شمیم گناه داره..بداوضاعی شده..مرسی نگاری

    ۴ سال پیش
  • سیتا

    3

    نریمان که وضع مالیش خوب نبود چطور پول دار شد سوده چه به ارج و قرب رسیده بابا

    ۴ سال پیش
  • فری

    3

    ماه صنم همون سوده اس .مگه هوی خواهر مارال نبود چطور شد زن بردارش؟؟

    ۴ سال پیش
  • مری

    3

    آره هووی خیزران بود اما شاپور که ولش کرده رفته، بعدها نریمان یا همون جاوید رفته عقدش کرده.

    ۴ سال پیش
  • دخترای من

    3

    ای داد بیداد 🥺🥺🥺🥺

    ۴ سال پیش
  • زهرا

    3

    شمیم این طور که طیبه گفت پیش پدرش بیچاره جهان دوباره از هم جدا شون کردند

    ۴ سال پیش
  • خورشید

    5

    شمیم کجاست پس جهان نمیره😭

    ۴ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!