پارت بیست و نهم :

بالاخره‌روز موعود رسید به اصرار رستا‌ هادی، بی‌بی، رستا‌ راهی‌مکه‌مکرمه‌ می‌شوند.
هوای‌ نزدیک‌صبح، نه‌روز، نه‌شب حالو هوای‌ گرگ‌و میش‌.
تمام‌اعضای خانواده در فرودگاه‌ منتظر‌ پرواز خود نشسته‌اند از حق‌نگذریم بی‌بی خیلی‌پیر شده بود و همه‌ می‌دانستند مرگ‌حق است‌پس چه‌بهتر که‌ قبل‌از مرگ‌ او را به‌ مکه‌ببرد و چه‌فضلی بهتر از‌ مهمان‌خانه‌خدا بودن.
چشمâ€

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • قشنگتراز پریا

    4

    ما فاز امیرعلیو نفهمدیما😐

    ۴ سال پیش
  • نیکا

    3

    بنده خدا امیر علی عجب گولی خورده

    ۴ سال پیش
  • دخترای من

    5

    عالی👌 یعنی امیر علی عاشق نفس میشه 🤔😍

    ۴ سال پیش
کپی شد!