عطر رازقی به قلم مهراد رستایی
پارت بیست و نهم :
بالاخرهروز موعود رسید به اصرار رستا هادی، بیبی، رستا راهیمکهمکرمه میشوند.
هوای نزدیکصبح، نهروز، نهشب حالو هوای گرگو میش.
تماماعضای خانواده در فرودگاه منتظر پرواز خود نشستهاند از حقنگذریم بیبی خیلیپیر شده بود و همه میدانستند مرگحق استپس چهبهتر که قبلاز مرگ او را به مکهببرد و چهفضلی بهتر از مهمانخانهخدا بودن.
چشمâ€
لطفا صبر کنید...

قشنگتراز پریا
4ما فاز امیرعلیو نفهمدیما😐