عطر رازقی به قلم مهراد رستایی
پارت بیست و ششم :
گفتم غمتو دارم
گفتا باید درد بکشی
گفتم بدونتو میمیرم
گفتا من رفتنیام
گفتم توعشقمنی
گفتا باید دردعشاقبکشی
گفتم آرزو دارمبهم برسیمء
گفتا شاید بهمنرسیم...
مهراد رستایی
اواسط تیر، هوا به اوجگرما رسیدهبود حالوهوای مخصوص تیر مهمانی و میوههای تابستانی، گلوشربت زعفراÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
0😂
۴ سال پیشقشنگتراز پریا
5شهروز انقدر تولی مثل نکن😑 اول پدر بودنو یادبگیر بعد گزینه اخرت باشه بچه اوردن پدر بودن فقط بچه پس انداختن نیست یکی مثل نفسالان اگه بابای خوبی داشت اینجوری نبود حیف تو اسم پدر روت باشه لیاقت میخواد
۴ سال پیشنیکا
4من فکر می کنم آرامش قبل طوفانه شما چی
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

قشنگتراز پریا
4ای مرگ بخوره تو سر شهروز و شقایق 😑چقدر بدجنسه عفریته خانم عکسشو😐💔 خا شاهکار کردی😂 دو پسر حاملس تو هنرت فقط زاییدنه مگه غیر از این هم هنر دیگه ای بلدی؟😂 ببین نویسنده چقدر حرصیم کردی؟ اووف😂😂.....