پارت هفده :

شهر‌، دوباره‌جریان خودش را شروع‌ کرد ماشین‌های در صف‌ترافیک‌مانده بودند و عابرانی‌که هر‌کدام به مشغله‌ای خانه را کرده‌بودند.
شرکت‌صادق به‌دلیل سال‌نو تعطیل‌ شده بود.
دلسا‌ را شوقی‌ وصف ناپذیز پر کرده بود قرار بود تا‌ انتهای تعطیلات به بندر‌چابهار بروند و این‌ فرصت‌خوبی بود تا خودی بین‌فامیل نشان‌دهد.
تازه‌ با رفتن‌آنها به چابهار باز فرصت‌دیدار با یاسر همâ€

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • «~قشنگ‌تر از پریا~»

    1

    اینجور ک معلومه پرویز معتاد نیست پولدارم ک هس🥴 مطمئناا نفس گیر پرویز میوفته فقط یکم مبهمه ک این پرویز چی و چیکارس؟

    ۴ سال پیش
  • سیتا

    0

    یعنی نفس شوهر داره بعد بیخیال شده رفته این طور که بعد هست تو درد سر میفته باید طلاق بگیره بعد بره دنبال زندگیش اگه پرویز معتاد باشه یا خلافکار طلاق گرفتن برای نفس راحت میشه

    ۴ سال پیش
  • دخترای من

    1

    دلم برای نفس میسوزه 🥺😔😢😭😭😭

    ۴ سال پیش
  • زینب

    2

    *** کانال ندارید؟ میشه یک راه ارتباطی بزارید؟

    ۴ سال پیش
  • اسرا

    1

    وروراخه دستاش بسته ان اونهم دادستان حتمی منظور دستبند

    ۴ سال پیش
کپی شد!