پارت هشتاد و دوم :

حمام که بودم، حس کردم تلفنم دارد زنگ می خورد.
با فکر اینکه شاید کسی کار مهمی داشته باشد، سریع تر کارم را کردم تا بروم بیرون.
چون باید دنبال هستی هم می رفتم، مجبور بودم کمی سرعتم را ببرم بالاتر.
خوشبختانه جمعه بود و نباید می رفتم سر کار، یا مادمازل را می رساندم باشگاه.
حوله قدی ام را پوشیدم و همانکه پایم را از حمام گذاشتم بیرون، نمی دانم چگونه، اما سر خوردم و با کمر افتادم دا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • خرمگس

    15

    فقققططط آرامش ببره همین والا حامی کیلو چنده

    ۶ سال پیش
  • بهار

    9

    ببین خرمگس جون🤣آرامش اصلا ارزش نداره که بخواد ببره ایششش دختره ***🙂

    ۶ سال پیش
  • ملڪہ یخے

    7

    اتفاقا این حامی هست که از روی ظاهر قضاوت کرده و کرم از خودش بود حالا هم باید نوش جان کنه😝😝

    ۶ سال پیش
  • شایسته

    2

    فقط حامی باید ببرع والا فک کردع حامی نمتونی اینکارو بکنع ی مشت ادعا

    ۶ سال پیش
  • `-'

    4

    😂😂وایی عالی بود لطفا پار ها رو زیاد تر کنید مرسی از نویسنده

    ۶ سال پیش
  • ،

    10

    حامی حقشه خربزه خورده پایه لرزش هم باید بشینه والا خودش کرم داشت این پیشنهاد و داد و اینکه من دوست دارم آرامش برنده بشه و حامی و آرامش هردو در زمان این تلافی کردناشون عاشق هم بشن 😊

    ۶ سال پیش
  • محدثه

    11

    بیچاره حامی کمرش خورد شد😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • آفرت

    10

    لطفاپارتاتون روبیشترکنیدرمانتون عالی

    ۶ سال پیش
  • تینا

    9

    مطمئنن زنگ میزنه ارکان ارکانم میاد غیرتی میشع و باقیشم مشخصه

    ۶ سال پیش
  • Negarr

    10

    بچه ها من ۱۰۰ تا صلوات نظر کردم حامی شرط رو ببره و ارامش اول عاشق بشه نه حامی شما هم این کامت رو میخونید یه صلوات ختم کنید به مرادمون برسیم انشاا....... 😂😂😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • ایسو

    13

    ای ول آرامش لایک داریع😂بلخره باید یکی باشه این حامی رو بشونه سر جاش😝

    ۶ سال پیش
  • Macani_girl

    9

    لنتییی. 😂😂 وقتی افتاد برگام ریخ😐😐🤕💔 دلم میخواد ببینم چجوری به صلابه میکشه ارامشو😐💔

    ۶ سال پیش
  • Reza

    11

    دو قسمت آینده هم مشخص شد 😐قراره زنگ بزنه به آرکان عی خدا چرا انقد توی این رمان زنگ میزنن😠😠

    ۶ سال پیش
  • ✪????✪

    9

    آخی کمر حامی خورد و خاکشیر شد ولی مطمئنم که بدجور تلافی میکنه 😂

    ۶ سال پیش
  • آرمــان

    9

    وااااااای 😂😂😂😂😂😂 حامی بیچاره چه ضربه ای خورد

    ۶ سال پیش
  • لنا

    9

    بازی تازه بین این دونفر داره شروع میشه😆😆

    ۶ سال پیش
  • کپیده قشنگو

    5

    أخی حامی 🙁

    ۶ سال پیش
  • باران

    18

    بلخره شروع شد.....😈😈 خدا به خیر بگذرونه.با این تلافی های ارامش وحامی......تا اخر رمان یکی نمیره خوبه😃😃

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️