پارت نود و سوم :

توپاز آبی (فصل دوم )
یک سال بعد...
گوشی روی پاتختی بود و مدام زنگ می‌خورد. با قطع شدن تماس، صدای زنگ تلفن خانه بلند شد. بعد از دقایقی صدای آزیتا بلند شد:
- شمیم... این جهان دیوونه کرد منو اینقدر زنگ زد.
در حمام باز شد و شمیم با حوله‌ی تنی سفیدش از حمام بیرون آمد. قطرات ریز آب روی صورتش بود و غرولندکنان سمت گوشی‌اش رفت. بی‌درنگ شماره‌ی جهانیار را گرفت.
- خیلی عجبا حاج‌خانوم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یگانه

    1

    نه شاهین زن نداشت شاهرخ زن داشت که شمیم باهاشون زندگی می کرد خداروشکر فعلا همه چی اوکی هس🤲

    ۴ سال پیش
  • مهدیه

    1

    شاهرخ زن داشت، فکر نکنم شاهینم ازدواج کرده باشه

    ۴ سال پیش
  • رویا

    1

    یه سوال شاهین زن داشت؟؟؟

    ۴ سال پیش
  • دخترای من

    4

    چرا انقدر بااینکه کم بود این پارت جذاب بود مرسی 👌♥️🧿

    ۴ سال پیش
  • اسرا

    3

    شاهین کمندباهمند

    ۴ سال پیش
  • نفسم

    14

    اول پارت..دلم هری ریخت فکر کردم مارال مرده...خداراشکر ک زنده س وازدواج کردن...شاهین باجانان باشه..خوبه ک...لابد ب ازدواج بکشه ..کینه ها کمتربشه

    ۴ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️