از خود رانده به قلم سنا فرخی
پارت شصت و پنجم :
آن قدر گیج و منگ بود که به سختی به سوی صدا برگشت و دست یاشار را روی بند کیفش دید.
- م... من باید برم! ببخشید!
او با اخم ریزی دخترک را رها کرد و سری تکان داد.
هستی همان طور که زیر چشمی به حرکات رکسانا نگاه میکرد عقب گرد کرد و از در بیرون رفت. متلاطم سوی کوچه دوید که صدای یاشار دوباره او را میخ کرد.
- مواظب باش خانم!
دختر ناگهان هوشیار و متوقف شد که پیش از عبور از عرض کوچه موتوری
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

سنا فرخی | نویسنده رمان
بعد از امتحاناتم حتما جبران میکنم... ولی واقعا این که به یک نوشته هرچند کوتاه بگیم بی معنی شاید خیلی بیانصافی باشه.
۴ سال پیش
سنا فرخی | نویسنده رمان
اول این که ممنون از تمام کسانی که درک میکنن. واقعا بدونید که نوشتن رو خودم انتخاب کردم و ازش لذت میبرم پس اگه پارتها کوتاه شده قطعا مشکلی برای من پیش اومده وگرنه نوشتن برای من به هیچ وجه از اجبار نبود
۴ سال پیش
سنا فرخی | نویسنده رمان
و این که این روزها به خاطر اتفاقات پی در پی که در رمان میوفته نیازه که همش به صورت کامل و درست پیش برن پس من حتی برای همین پارت کوتاه هم وقت میذارم و روش فکر میکنم. حتما پارتهای طولانی رو براتون از ا
۴ سال پیش
سنا فرخی | نویسنده رمان
الان آماده میکنم تا بتونم به درستی تحویل بدم. من واقعا به عنوان مخاطب انتقاد همه شما رو قبول دارم و تمام سعیم رو در جهت رضایت شما میکنم. خیلی خیلی ممنونم🌹
۴ سال پیش//
7خب یاشار راس میگه. حالا معلم نقاشی قحط بود؟ یکتاام کرم داره ها.......بیخیال سخت نگیرین وقتی پارت هس بخونین وقتی نیس بیخیال، مگه پول دادین. الان نصف نویسنده های این سایت کنکور دارن شاید سنا هم...
۴ سال پیشZzzz
7والله انقدر دیر پارت گذاری میکنین،موضوع یادمون میره
۴ سال پیشدخترای من
5سلام سنا بانو جان خسته نباشید طاعات و عباداتون قبول 🙏 مثل همیشه عالی 👌 موفق باشی جان دل ❤🌹
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

بهار
2سنا جان قول دادی پارت طولانی جبران کنی اینا که هنوز جلو در بودن ،من پارت رو کاملا بی معنی والکی حاشیه سازی دیدم