پارت هشتاد :

بلند شدم، همانطور که به سمت ته سیگار خاموشم می رفتم، صدای غمناک و نگران هستی را شنیدم.
- داداش می دونم الان هرچی بگم باور نمی کنی یا فکر می کنی دارم بهونه میارم.
ولی بخدا چیز بزرگ و مهمی نبود.
گفتم تو به اندازه ی کافی درگیر کار هستی، من دیگه ذهنتو درگیر این مسائل پیش پا افتاده نکنم.
تن صدایم به اندازه ی یک ولوم بالا رفت :
پیش پا افتاده؟
حتما می خواستی وقتی رفتی خونه ی ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Reza

    44

    چهار خط بیشتر نیست همشم شد فین فین یا چشم چیکار میکنی نویسنده حداقل یکم جذابش کن تعداد پارت هارو بیشتر کن زود ترم بفرستش

    ۶ سال پیش
  • یک عدد قبرستونی

    16

    نویسنده که بیکار نیستند

    ۶ سال پیش
  • زهرا

    1

    چهار نقطه عزیز ، به نظر شما نویسنده باید بیست و چهار ساعته رمان بنویسه؟؟خب شاید به غیر از نویسندگی شغل دیگه ای هم داره . شاید پارتی رو که ما دو دقیقه ای می خونیم نویسنده یک ساعت روش وقت گذاشته .

    ۶ سال پیش
  • zeinoo

    2

    داره یک نواخت میشه...!

    ۶ سال پیش
  • Neda

    6

    وا الان چی شد پارت هاااااا خیلیییی کمن لطفا بیشتر بزار خانوم نعمت زاده اینم که میزاری تا میایم یه پلک بزنیم تموم میشه بازم ممنون ازتون ولی خواهشاً عاشقانه اش کنید و پارت هارو طولانی کنید

    ۶ سال پیش
  • نرگس

    3

    ای ای ای من نگا یه هفته کامل صب مردم خوندم کیفیدم ولی الان با سه روزه نمیتونم جلو خودمو بگیرم اعصابم خورد میشه من که الان دقبگیقا نفهمیدم چه لزومی داره مکالمه حامی و خواهرش اینقد طولانی باشه آه ایش 😑

    ۶ سال پیش
  • تینا

    9

    من داستان و دیروز میخونم بعدروز بعدش پارت بعدی رو میزارن من تازه میخوام فکر کنم که موضوع چی بوده پارتا رو بیشتر کنین اینطوری اغلن بهتر میشه

    ۶ سال پیش
  • hediy joon

    15

    داستانتون جذابه اما پارت گذاریتون مشکل داره. خیلی کم پارت میذارین اینطوری جذایت داستانتون از چشم میفته. لطفا این یدونه نقص رو برطرف کنین. رمانتون تا الان به جز لین یه مشکل عالی بود. ممنون

    ۶ سال پیش
  • ‌raha0)(0

    8

    پارتش خیلی کوتاه بود فقط،ادامه صحبت حامی و خواهرش تازه هنوزم تموم نشده خدافظی نکردن😐😑

    ۶ سال پیش
  • باران

    10

    خیلی کوتاه....پارت هارو طولانی تر کنید... داستان خیلی کند پیش میره...ادم خسته میشه....یکم داستان رو هیجانی کنید... پس این عملیات ارامش کی شروع میشه...

    ۶ سال پیش
  • Sahar

    4

    جونم حامی

    ۶ سال پیش
  • آرام

    6

    عالییی

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️