پارت پنجاه و هشتم :
- الو، بله؟
- سلام فرهاد، خوبی؟
تند تند سر تکان داد و دستپاچه لب زد:
- خوبم، چه خبر؟
شهرام با کمی مکث و خونسرد جواب داد:
- بیا کلانتری فرهاد، یه سرنخهایی از شیدا به دست اومده. نگران نشو، اتفاق نگران کنندهای نیست.
دلآشوبهی فرهاد بیشتر شد و نالید:
- مطمئنی شهرام؟ دلم شور میزنه.
- آره فرهاد... فقط میخوام در جریان باشی و بدونی طبق این سرنخها احتمال زیاد ح
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
سوزان
6ممکن دلارامه دختر ناپدریه ریما باشه اگر باشه شیوا و امیرعلی نمیتونن باهم باشن چون دلارام و امیر علی خواهر برادر میشن شاید از پدر تنی نباشن ولی از مادر که هستن بعدش دلارام سنش بیشتر از ریماست چجوریه؟!
۴ سال پیشریما
4فقط فرهاد مزه ریما چشیده مگه این دختر که ۱۰ سال جوان تر از دلارام هست ول نمیکنه خیال همه از الان راحت باشه
۴ سال پیش//
9ای بابا چرا به سن ها دقت نمیکنین، فرهاد 40 ریما 36 و دلارامم همسن فرهاده. 10 سال چیه.......خلاصه مردیم از فوضولی، جان جدتون بگین دلارام چیشده. ضمنا تبریک حدستون درست بود، دلارام دختر ناپدری ریماعه.
۴ سال پیش..
6😂😂😂 حتی اگر به خلاصه رمان دقت کنی میبینی نوشته فرهاد ۴۵ سالشه کمی دقت عزیزان
۴ سال پیش//
3عه عه راس میگیا، ضایع شدم :). خب چیکار کنم. بیشتر میخواستم بگم مزه رو *** قاطی نکنین، هی حرف از مزه ی ریما میشه (حتی تو پارتای قبل تر)، انقد ذهناتون رنگی رنگیه خوبه پسر نیستین :)
۴ سال پیش...
4اره باهات موافقم تو مورد که هی میگن مزه ریما رفت زیر زبونش ولش نمیکنه منم بدم میاد از این حرفشون
۴ سال پیشترانه
3هر چند وقت یکبار میام نگاه میکنم میگم شاید معجزه شده باشه پارت داشته باشیم😂😐
۴ سال پیشجوجو
3پارتتتت مخام لنتی
۴ سال پیشبی نام
6عااااالیه،اصلا محشره،هرچی رمان خوندم ب کنار این یکی محشره
۴ سال پیش---
6چرا هانا سنگ دلارامو به *** میزنه؟ قضیه ی خواهرشوهر و اینا که نیس؟ ولی از اون گذشته مخفی کاری فایده نداره بهتره دلارام عقب نشینه بیاد حرفاشو بزنه خلاص شیم، ریماام لو بره. ب هرحال دلارام بایدددد میگفت
۴ سال پیشزهرا
3تو کدوم پارت نوشته دلارام دختر ناپدری ریما هستش چرا من اون پارت رو نخوندم اگه میدونین کدوم پارت هستش لطفا بگین
۴ سال پیش//
5جایی ننوشته عزیز، بچه ها حدس زدن که اینطور باشه و با توجه به حرفای امیریل با هانا و این حقیقت که توی رمانا همه تصادفا به هم وصل میشن احتمال زیاد اینظوره.
۴ سال پیشخورشید
10برامن تریپ فداکاری برنداری که اعصاب ندارم هرطوری شده بایدریماوفرهادپیش هم بمونن ریمابه اندازه ی کافی دردکشیده الان بایدیکم مزه خوشبختیوبچشه
۴ سال پیشسوزان
12لعنتی چرا اینقدر این رمان خوبههههه😢چه سرنوشتای غم انگیزی که بهم گره خورده یعنی پایانش چیه؟؟؟ 😭😭چرا من میترسم حرفای دلارام قانع کننده باشه لعنتی الان وقت برگشتنت بود دلم واسه ریما کباب 🥺🥺🥺
۴ سال پیش//
9ولی اخه چطور میشه کسی به همسرش نگه چشه :( مسخرس. تازه یکی دوسال نه 16 سااال. ولی فرهاد دیگه دلارامو دوست نداره که. به نظرتون امکانش هس ریما تریپ فداکاری برداره و سرخود بره بخاطر فرهاد؟
۴ سال پیشسوزان
9اگر ریما بخواد فداکاری کنه دیگه ته عشقه اما واقعا در حق شخصیت ریما ظلم میشه اگر نویسنده این کارو کنه ولی یه عشق غمگین قشنگ میشه🥺🥺🥺
۴ سال پیش...
13حرفای امیریل به دلم نشست گفت من بخاطر خواهرم از همه چی میگذرم حتی ازهانا همونجور که ریما گذشت یه حس برادرانه و خواهرانه قشنگی بینشونه کاش هانا به دلارام بگه فرهاد زن داره هرچند من منتظر دلیل دلارامم
۴ سال پیشگل سرخ
14بنظرتون دلارام کجابوده که پانزده سال زندگی ریماروخراب کرده شایدم دلارام باحرفاش فرهادراضی کنه برگرده پیش دختراش امااین وسط ریماگناه داره بنظرتون امیریل اگه هاناقبول نکنه بادلارام حرف بزنه ترکش می کنه؟
۴ سال پیش//
9اول اینکه خوشحالم جای فرهاد نیستم :) مونده دل به دل کی بده.امیدوارم دلیل دلارام مریضی نبوده باشه خیلی خزه، غیر اون باشه احسنت به تخیل نویسنده منکه چیزی به ذهنم نمیرسه. برعکس هانا قهر کنه شاید
۴ سال پیشکبری قشنگه
8بیچاره ریما😔نمردیم و خوشحالی شیوا رو دیدیم😂
۴ سال پیشسمی
11حالا چجوری تا هفته ی دیگه صبر کنم🤦🏻 ♀️🤷🏻 ♀️
۴ سال پیشهاجر
11چه غم انگیز وچه سرنوشت تلخی ولی هنرمندی هستی برای پیش بردن رمان عالی بود
۴ سال پیشدخترای من
11چقدر خوبه این رمان 🥺 بیچاره ریما 😔
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

کبری قشنگه
3ینی دلارام دختر ناپدری ریماعه 🤏🤕خداکنه دلارام بیاد حرفاشو بزنه ببینیم دلایلش منطقیه هرچند فک نکنم برا این کار دلیل منطقی وجود داشته باشه😐🙄نمیدونم چرا هی عقب نشینی میکنه،خداکنه حق ریما ضایع نشه🤒