پارت پنجاه و ششم :
فرهاد با تأیید سر تکان داد و لبهی تخت نشست. شیوا جلو آمد و لحظهای نگاه بهتزدهاش را از پدرش نمیگرفت. کنارش جا گرفت و فرهاد خیره به چشمهای خیس از اشک و منتظر شیوا با درماندگی لب باز کرد:
- تو رو خدا درکم کن دختر. قبول کن مادرت بهم بد کرده و نمیتونم ببخشمش.
شیوا ملتمسانه و گریان گفت:
- بابا... تو رو خدا به خاطر من، به خاطر شیدا... اگه برگشته یه فرصت دوباره بهش بده!
فرهاد حر
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
مارال
10آره دقیقا بیچاره شیوا رو هیچکس درک نمیکنه همه میگن لوسه ولی اون از پنج سالگی در حسرت مادرش بود و میدونست که فرهاد داره بهش دروغ میگه تو این شرایط هرکی هم جای شیوا باشه پرخاشگر میشه
۵ سال پیش//
7من شیوا رو درک میکنم ولی رفتاری که درک میشه به معنی درست بودنش نیست فقط قابل درکه. قدرنشناسه و رویاپرداز نمیفهمه والدینش زوج مناسبی نیستن و خانواده ایده ال از توشون درنمیاد حالا دلیل دلارام هرچی باشه
۵ سال پیش//
9یه عمر در عین اینکه فراهم بود پاچه ی فرهادو گرف به خاطر دروغش ولی به فرهاد به همون اندازه حق و فرصت نمیده در مواجهه با دلارام ولی به دلارام تخفیف میده و کاملا پذیرای بازگشتشه، خودخواهه انگار10 سالشه
۵ سال پیشمارال
6پاچه ی فرهادو نگرفت شیوا همیشه میخواست حقیقتو بدونه اما فرهاد به دلایلی که قبلا خودش گفته حقیقتو نمی گفت الانم میخواد دلیل رفتن دلارام رو بدونه خودخواهم نیست فقط اتفاقات باعث شده تو پنج سالگیش بمونه
۵ سال پیشمارال
6دلارام یهویی گذاشت رفت که دلیل اصلی رفتنش هم هنوز مشخص نشده تا شیوا یا حتی ما بخوایم الان بگیم زوج مناسبی نیستن
۵ سال پیش//
6دیگه تو اگه شریک زندگیتو محرم رازت ندونی و 16 سال بلاتکلیف ولش کنی نمیدونم نشوندهنده ی چیه. میدونم تو 5سالگیش مونده و گفتم درک میکنم ولی رفتارش به خودش و در ادامه به بقیه اسیب میزنه پس خوب نیست.
۵ سال پیشمارال
5خب شیوا که نمی دونست بین فرهاد و دلارام چی گذشته با تصاویر ذهنی که تو پنج سالگیش دیده رفتار میکنه رفتاراشم به کسی آسیبی نزده اتفاقا آدمایی مثل شیوا از درون مهربونیشون از خیلیا بیشتره
۵ سال پیش//
0اکی دوست عزیز من باهات موافقم و میفهمم چی میگی ولی انتقاداتی داشتم که فک کنم نتونستم درست برسونم. من فقط همه جانبه نگاه میکنم و موافق یا مخالف 100% هیچ شخصیتی نیستم. به هرحال تبادل نظر خوبی بود بای
۵ سال پیشمارال
2اتفاقا منم موافق یا مخالف ۱۰۰٪ هیچ شخصیتی نیستم دوست عزیز ولی در مورد شخصیت شیوا انتقادات زیادی بود و اکثرا نگاه سطحی به شخصیتش میکنن... همچنین... بای
۵ سال پیشسوزان
3تنها اشتباه فرهاد اینه که این همه دیر به شیوا گفت تازه هنوز شیدا هم چیزی نمیدونم من میترسم از دلیلی که دلارام بخواد بیاره اگر قانع کننده باشه چی اخ که هرچی بشه سر ریما خراب میشه
۵ سال پیشPaeyaaa
1عالی مثل همبشه😻👌🏻و از اینک عکس شخصیاترو گزاشتی ممنونم💓🤤🍓
۵ سال پیشف
2چرا من عکر میکنم هکس امیر علی سعید یه نفره با دو ژست متفاوت ،عکس شیدا وشیوا هم خیلی شبیه به همن
۵ سال پیشفاطمه
2سلام نویسنده عزیز رمان خیلی خوبه ولی خیلی پارت ها کوتاه اگه میشه بیشتر بزارید 🌹🌹👌🏻
۵ سال پیشچه فرقی داره بگم؟
2ممنون از عکسا🙏🏻🌹 ولی میدونید یه جورایی عکسایی که گذاشتید رمانو لو داد،شیدا و سعید،شیوا و امیرعلی
۵ سال پیشسنادلبر
3مث همیشه محشر بود🥲💕
۵ سال پیشبهاره جوون
2چه قدر کم😥😥
۵ سال پیشکردیا
5واقعا ریما مثلا زنه فرهاده نه زنگی نه زنگی هیچچچچی ولی رمان خیلییییییی قشنگیه مرسی از بابت عکس شخصیت ها بژیید
۵ سال پیشفافا
5بیچاره ریما فرهاد چرا قول داد به شیوا اگه حرفاش قابل قبول بود میخواد چیکار کنه اینوسط تکلیف ریما چی میشه این شیوا هم عقده ای هست مثل بچه ها رفتار میکنه
۵ سال پیشسوزان
6چرا شیوا اینجوری نمیگم درک نمیکنه اما سطح درکش نسبت به پدری که این هم دوسش داره و ارزش واسش قائل کمه انگار همه اتفاقات از چشم فرهاد مبینه یکم رفتارش ادمو اذیت میکنه نمیشه قشنگ درکش کرد
۵ سال پیشزهراقنبری
6سلام سال نومبارک نویسنده عزیز بازم مثل همیشه گل کاشتی عالی بودقلمت پایدار
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Maryam
12شیوا این همه سال میدونسته که مادرش زنده هست و تو تمام این سال ها چشم انتظار مادرش بوده فرهاد که میدونسته شیوا مرگ مادرش و قبول نکرده میتونست همون اول قضیه رو به شیوا بگه تا اون پدرش و درک کنه