پارت سی و نهم :
یاشار سریع به معنی تایید تکون داد و بعد با نیم نگاه کوتاهی به من لب زد: بله! هنوزم مشخص نیست که اون زن و مرد جزء سارقها باشن یا نه ولی... الان در حال حاضر به جز دزدیها دو تا مشکل بزرگ دیگه هم به وجود اومده.
هم از نگاه های گاه و بیگاه و کوتاه یاشار ترسیده بودم، هم کنجکاو اون دو تا مشکل دیگه بودم؛ به خاطر همین ترجیح دادم یه جا دور از چشم یاشار وایستم و فوضولی خودم رو بکنم.
- ای بابا! چه
لطفا صبر کنید...
